كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )

126

سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )

ساختمانها در نزديك‌يك ديگر ساخته شده‌اند و در اين‌جا ، در ديوار اصلى [ صفهء تخت جمشيد ] گوشه‌هاى زيادى به‌وجود آمده است و به اين‌خاطر نقشهء كلى [ صفهء تخت‌جمشيد ] كمى ناهنجار شده است . هنوز نمىدانيم ، تا خراب شدن كاخ‌ها به دست اسكندر ، چه مدت كاخها مسكون بوده‌اند . ظاهرا تخت‌جمشيد در آغاز يك كاخ يا يك معبد بوده است . به اين ترتيب مىتوان براى تخت‌جمشيد معماران زيادى متصور بود . چون صاحبان كاخ ، كه مردمى روحانى و يا غيرروحانى بوده‌اند ، همراه با ثروتمند شدن خود مردم بيشترى را به خدمت خود كشيده‌اند و توانسته‌اند كاخهاى جديدى بنا كنند . به اين ترتيب اغلب ساختمان جديد در جايى ساخته مىشود ، كه مىبايست پس از پايان كار معمار نخستين آزاد باقى مىماند « 1 » . دوبروين شمارهء پيكركنده‌هايى را كه در اين‌جا و در آثار باستانى جنبى وجود دارد ، 1300 مىنويسد . من زحمت شمردن پيكركنده‌ها را به خودم ندادم ، اما فكر نمىكنم كه شمارهء يادشده خيلى اغراق‌آميز بوده باشد . نقاشى همهء پيكركنده‌ها و سنگ‌نگاره‌ها ، به‌خاطر اختلاف ناچيز آنها با يك‌ديگر ، ضرورت نداشت . در شكل‌هايى كه من تهيه كرده‌ام بيشتر رخت‌هايى كه در اين‌جا پيش مىآيد وجود دارد و بعضى از حيوانها و طرحهاى خيالى را ، كه من از تصوير آنها صرف‌نظر كرده‌ام ، مىتوان در آثار شاردن و دوبروين يافت و فكر نمىكنم ، كه دانشمندان به شكلهاى بيشترى از تخت‌جمشيد احتياج داشته باشند . چون ما دستور مسافرت به ايران را نداشتيم و در مصر ناگزير بوديم كه در سفر به عربستان فقط چيزهاى خيلى ضرورى را همراه برداريم ، همهء كتابها را از قاهره به اروپا فرستاديم . ازاين‌روى من حالا هيچ شرحى دربارهء تخت‌جمشيد ، جز نوشتهء

--> ( 1 ) . گمان نيبور درست است . داريوش اول بناى تخت جمشيد را شروع كرد و پس از او جانشينان او ، هركدام به فراخور حال خود ، تأسيساتى به آن افزودند . در ميان شاهان هخامنشى سهم خشايارشا در گسترش كاخ‌هاى تخت‌جمشيد بيش از ديگران است .