كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )

116

سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )

ايستاده است ، مردى است كه ظرف I / دوازده را در دست دارد و دست ديگرش را روى ظرف گذاشته است « 1 » . نفر سوم زنى است كه چيز گردى شبيه شيرينى در دستهايش دارد « 2 » . از سه پنجرهء درگاه غربى هم چيزى جز يك اسكلت سنگى برجاى نمانده است . در اين پنجره هم پيكركنده‌هايى كه شرح آنها كمى بالاتر آمد قرار دارند . در وسط ديوار غربى اين تالار هم درگاهى قرار داشت كه اسكلتى از آن برجاى بود . در اين درگاه هم پيكركنده‌هاى درگاه u / پنج به چشم مىخورد . اما سنگنبشته‌هاى اين درگاه با سنگنبشته‌هاى قبلى فرق مىكند . از سه پنجره‌اى كه در هر طرف درگاه قرار داشتند ، فقط سه اسكلت نيمه ويران برجاى مانده است . در اين پنجره‌ها هم پيكركنده‌هايى كه در بالا به آنها اشاره شد به چشم مىخورد . در سمت شمالى اين ساختمان اتاقى است به طول تمام تالار « 3 » . در يكى از ديوارهاى اين اتاق هنوز درگاه بلندى وجود دارد و در هر جرز اين درگاه دو مرد نيزه به دست ديده مىشوند . در اين‌جا هم جرزهاى پنجره‌اى با سه پيكركنده وجود دارد . در شمال غربى و در شمال شرقى سنگ‌هاى قائمى به بلندى 22 پا قرار دارد . هركدام از اين سنگها داراى سه سنگنبشته است و اين سنگنبشته‌ها مانند سنگنبشته‌هايى هستند ، كه در گوشه‌هاى جنوبى ساختمان G / پنج قرار دارد ، كه قبلا به آنها اشاره شده است . اما اين سنگنبشته‌ها از گذشت زمان آسيب بيشترى

--> ( 1 ) . نفر دوم مردى مادى است و جام پايه‌بلندى را ، كه پايه‌هاى راه‌راه دارد ، حمل مىكند . او يك دستش را روى سرپوش جام گذاشته است ( لوحهء B / 186 ) . ( 2 ) . اين شخص هم - اگر خواجه نباشد - هرگز زن نيست . او خدمتگزارى است پارسى ، كه ظاهرا حامل مشك شراب است ( لوحهء B / 186 ) . ( 3 ) . تا جايى كه مىدانيم ، در سمت شمال كاخ خشايارشا اتاق بلندى به طول تمام تالار وجود نداشته است . محلى كه نيبور به آن اشاره مىكند ، ايوان كاخ خشايارشا است . سقف اين ايوان بر هشت ستون استوار بوده است ، اما از اين ستونها تقريبا چيزى برجاى نمانده است .