كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )
117
سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )
ديدهاند ، بنابراين قديمىتر هستند . از ديوارهاى شمالى چيزى برجاى نمانده است « 1 » . اتاقهاى دو طرف [ شرقى و غربى ] تالار اصلى - بهطورىكه از پىهاى بنا برمىآيد - كاملا شبيه يك ديگر ساخته شدهاند . حتى ويرانههاى اين دو اتاق هم به همديگر شباهت دارند . هركدام از دو اتاق گوشههاى جنوبى از دو قسمت تشكيل شده بوده است و بنابراين سه اتاق كوچك داشته است . اين ساختمان كه ظاهرا معبد بوده است ، نسبت به ساختمانهاى ديگر از قدمت بيشترى برخوردار بود و احتمالا اتاقهاى گوشهها سراى روحانيون بوده است . در جرز داخلى يكى از پنجرهها پيكركندهء يك زن قرار دارد . پشت سر اين زن مردى ديده مى - شود ، كه با دست شاخهاى قوچى را نگهداشته است « 2 » . در هركدام از اتاقهاى ميانى آثار چهار ستون به چشم مىخورد . در اينجا جرزهاى درگاههايى برجاى مانده است ، كه در آنها پيكركندههايى نظير c / دوازده به چشم مىخورد . بعضى از اين پيكرها ظرفهاى k و g و f / دوازده را در دست دارند . اين قطعات از گذشت زمان آسيب زيادى ديدهاند . از ديوارهاى جانب خارجى اتاقهاى گوشههاى شمالى چيزى برجاى نمانده است . اين ساختمان در شمال ديوار اصلى [ صفهء تختجمشيد ] قرار داشت . در سه طرف ديگر ساختمان گذر باريك آزادى به چشم مىخورد .
--> ( 1 ) . چون نيبور ايوان شمالى كاخ را ، اتاق پنداشته است ، مىنويسد ، از ديوار شمالى چيزى برجاى نمانده است . طبيعى است طرف شمالى ايوان ، كه جبههء اصلى ايوان بوده است ، ديوارى نداشته است . ( 2 ) . كسى كه به نظر نيبور يك زن است ، خدمتگزارى است پارسى ، كه دو ظرف غذا يا چيزى شبيه به آن حمل مىكند و ديگرى خدمتگزارى است مادى كه بزى كوهى همراه دارد . مرد مادى با يك دست يكى از شاخهاى بز را گرفته است و دست ديگرش را روى گردن حيوان گذاشته است . به درستى روشن نيست ، كه منظور از اين بز وحشى چه بوده است ( لوحهء 187 ) .