كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )

110

سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )

به اين ترتيب توانسته‌ام اين سنگنبشته‌ها را به‌طور كامل بنويسم « 1 » . در گوشه‌هاى همهء پنجره‌ها سوراخهايى وجود دارد ، كه پاشنهء درها در آنها قرار داشته‌اند و در هواى بد پنجره‌ها را مىبسته‌اند . در گوشه‌هاى بيشتر پنجره‌هاى كور هم‌چنين سوراخهايى به چشم مىخورد . در بدنهء بالاى همهء پنجره‌ها و پنجره‌هاى كور اين ساختمان سنگنبشته‌اى وجود دارد . بعضى از سياحان خواسته‌اند از اين موضوع اين نتيجه را بگيرند ، كه ايرانيان عهد باستان ، مانند چينىها ، از بالا به پايين مىنوشته‌اند . اما اگر اين سنگنبشته‌ها را ، كه در اين‌جا وسيلهء چندنفر رونويس شده‌اند ، به دقت مورد بررسى قرار بدهيم و آنها را با رونبشتهء من مقايسه بكنيم ، مىبينيم ، كه همهء رديف‌هاى عمودى در بدنه‌هاى كنار درگاهها قرار دارند « 2 » . ظاهرا تعداد حروف الفبا به آن اندازه‌اى نيست ، كه پيش از من حدس زده شده است . من حروفى را ، كه در يك الفبا ، بيشتر از همهء حروف مورد استعمال دارد ، در شكل ده جمع كرده‌ام . اين حروف بيشتر از 42 حرف نبودند « 3 » . از نبشته‌هاى مختلف كوفى و عربى و فارسى ، كه مسلمانها با كمك

--> ( 1 ) . نيبور به هنگام نوشتن اين كتاب نمىدانست ، كه 37 سال پس از بازديد او از تخت‌جمشيد ، به خاطر دقت و هوشيارى او و به خاطر رونبشته‌هايى كه او تهيه كرده بود ، خط ميخى فارسى باستان براى اولين بار خوانده خواهد شد و با خوانده شدن خط ميخى ، تاريخ پيش از اسلام ايران به مرور از تاريكى به روشنايى كشانيده خواهد شد . مىدانيم ، تا پيش از خوانده شدن خط ميخى ، جز اخبار نويسندگان يونانى و رومى ، تقريبا چيزى از تاريخ پيش از اسلام روشن نبود . يعنى ، از وجود تاريخ پيش از اسلام اطلاع داشتيم ، اما آن را خوب نمىشناختيم . بنابراين مطالعات نيبور ، غيرمستقيم ، شكاف بين تاريخ پيش و پس از اسلام را پر كرد و يا به عبارت ديگر ، روى اين شكاف پل زد . ( 2 ) . خط ميخى فارسى باستان از چپ به راست نوشته مىشود . ( 3 ) . خط ميخى فارسى باستان 36 حرف دارد و 8 هزوارش و دو علامت جداكنندهء كلمات . احتمالا نيبور كه هزوارش‌ها را نمىشناخته است ، بعضى از آنها به جاى حروف الفبا به حساب آورده است . بايد توجه داشت ، كه هزوارش‌ها ، كه هركدام براى مفهومى خاص ( از قبيل سرزمين ) به كار مىرفته است ، به شكل يك حرف ميخى نوشته مىشده است .