نوبويوشى فورو كاوا ( مترجم : هاشم رجب زاده و كينيجى ئه اورا )
41
سفرنامه فورو كاوا ( فارسى )
باديهنشينان مردم ساكن اين صحرا آب آشاميدنى را از چاه پاياب كه نزديك ساحل مىيابند ، يا با جمع كردن آب باران فراهم مىكنند . بيشتر اين باديهنشينان عادت به نوشيدن آب راكد و گنداب دارند ، و نمىدانند كه آب پاك و گوارا چيست . ساكنان اين كنارهها همه عرباند . و اهالى اين آبادىها تا اندازهاى خوشقلباند و خوى وحشى ندارند . اما ميان بيابان مردم بدوى زندگى مىكنند كه كارشان راهزنى و غارت كردن مسافران است . اهالى آبادىها و واحهها هم گهگاه دستخوش تجاوز و غارت اين بدوىها مىشوند . از اينرو سفارش مىكنند كه مسافران در اين سرزمين حتما احتياطهاى بايسته را به كار بندند . دشت برهنه كرانهء سوى ايران نيز باريكه خاك زردرنگ و بيابانى به رنگ زرد است كه تا چشم كار مىكند دشت هموار برهنه است . به افق كه نگاه كنيم فقط دود خانههاى بنادر ، مانند بندرعباس ، لنگه ، بوشهر و چند آبادى ديگر است كه به هوا مىرود [ و جز آن همهء پهنه يكدست هموار است ] . در اين نواحى همهء رودها كمآب يا خشك است ، و آب را بايد از چاه برداشت ، اما اين آب بسيار شور است و قابل آشاميدن نيست . از اين رو آب را از چندفرسنگى مىآورند . از درختان در آبادىها تكتك خرما ديده مىشود . كنار روستاها نيز پاليزهاى كوچك ساختهاند كه در آن هندوانه ، خربزه ، يا ميوه و سبزىهاى ديگربار مىآورند . اين كشتها با آب چاه آبيارى مىشود ، كه مىتوان تصور كرد كه چهاندازه دشوارى دارد . تپههاى نمك در زمينهاى ساحلى نمك طبيعى توده شده كه مانند تپههاى برفى به چشم مىآيد . اين نمك را اهالى به مصرف غذايى مىرسانند . نمك سخت و بلور شده مانند سنگ است . خيال مىكنم كه به وجود آمدن اين تپههاى نمك براى گرماى فوق العادهء اينجاست . ايرانيان اين نواحى را « گرمسير » مىگويند كه به معنى جاى گرم است . به راستى هم در اين نواحى آبى نيست كه با آن [ كشت و زرع ] آبيارى شود و بارانى نيست كه از گرماى هوا بكاهد . اينجا [ ساحل خليج فارس در خاك ايران ] و عربستان گرمترين ناحيه گرمسير جهان است . زاگرس شمال اينجا كه به داخل ايران مىرود همه جا كوهسار تند و پرشيب است و موازى ساحل ، كوه