فرهاد ميرزا
40
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى )
باز كنيد . » ديگر حرفى نزد و رفت . ابو الفتح آقا را بعد براى ترجمهء تلغراف تفليس كه به ميرزا اسد الله خان كارپرداز اول زده بودم خواستم كه به روسى ترجمه كند . گفتم : « من وقت ندارم از آن جهت بود كه اولا من مرد مسافر بودم نمىخواستم كسى مرا بشناسد . سفارت روس از آمدن من مطلع شده اعلام كردهاند ، گورناطور بادكوبه شانا با گورناطور گنجه برابر است . با لباس رسمى دو مرتبه به كشتى آمد و اعيان شهر را به استقبال آورد . خودش مرا سوار كالسكه كرد و تا خانه كه معين كرده بودند آمد ، دم در منزل يك دسته نظام با موزيكان حاضر كرد ، بالا آمد و ساعتى نشست ، قراول قزاق و صاحبمنصب گذاشت ، هرروز يكبار به ديدن آمد و تا بيرون شهر مشايعت كرد و از همهء آدمها يكانيكان احوالپرسى مىكرد . اگر از جانب دولت مأموريت داشتند همه داشتند ، اگر نداشتند هيچكدام نداشتند . » ابو الفتح آقا عذر آنكه اعيان شهر را به استقبال نفرستاد اين را آورد كه : « اختيار ندارد به كسى بگويد فلانجا برو و فلان كار بكن . يكى از اعيان شهر من هستم اگر بخواهم نمىروم . » و عذر آنكه قراول و نظام و موزيكان نفرستاد ، گفت : « اختيار قشون ندارد . ولى چرا استقبال نكرد دليلى ندارم . » بعد از ساعتى آمد . گويا همين تفصيل را به گورناطور گفته بود ، گفت : « امروز كه دوشنبه است عيد مولود حضرت جانشين بود ، من صبح به كليسا رفته بودم ، از آن جهت تا برگشتم دير شده بود . » گفتم : « اولا اگر من ديروز مىدانستم [ كه ] عيد [ ميلاد ] حضرت جانشين بود صبح خودم خيلى زود مىآمدم . خودم هم ، به كليسا مىآمدم . ايشان نسبت به من حكم برادر بزرگ را دارند . ثانيا به پخلنيك اعلام مىكرد كه خواهش دارم فلانى قدرى در چاپارخانه مكث بكند و عصرى ديرتر بيايند كه من بتوانم خدمتشان برسم . » گفت : « به شما چطور حكم مىكرد آنجا بمان ؟ » گفتم : « اين حكم نيست . گورناطور بادكوبه بعد از آنكه رفت آدم فرستاد و خواهش كرد كه يك ساعت در كشتى مكث بكنيد تا خانه مسلمان سرانجام بشود ، اين خواهش دوستانه ضررى نداشت . » گفت : « نمىدانم چطور شد كه فراموش كرده است . » گفتم : « حالا كه عذر روز تولد حضرت جانشين را دارند حرفى ندارم ، ولى وقت گذشته است . صبح زود هم مىروم . عذر مىخواهم كه مجال ملاقات ندارم . » اسم گورناطور گنجه پلاتوف - با باء فارسى - است . زبان فارسى و تركى هم مىداند . اصل او از مسلمانان غازان بوده كه روسى شده است . ايران را هم ديده است . بارى اهل گنجه اغلب شيعه هستند و ملاى معروفشان ملا عبد الله قاضى است كه اين هتل مال او است . ملا على پيشنماز است . از ابو الفتح آقا احوال نواب بهمن ميرزا را پرسيدم ، گفت : « قبل از رمضان به گنجه آمد و به تفليس رفت . چند روز است از تفليس به پطربورغ رفته است .