فرهاد ميرزا
30
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى )
اگر كالسكه از تفليس مىآوردند چند روز طول مىكشيد و اسباب معطلى مىشد . اسبهاى كالسكه را كرايه كرديم . در اين دو سه روز توقف [ در ] آنجا ، حكيمباشى بحرى و حكيمباشى گورناطور آمده و به پاى من دوا ماليده و قرار شد به كتان بپيچند كه تا تفليس هيچ باز نشود . از آن جهت خيلى زحمت كشيدم . در نماز هم خيلى زحمت مىداد . تا تفليس دستور العمل دارو و غذا دادند و چند بسته دارو كه گرد باشد نيز ، دادند كه روزى دوبار صبح و شام خورده شود . خيلى افاقه در ورم كرد . بارى ، جناب گورناطور به مشايعت آمده تكليف كردم كه تا بيرون شهر زحمت نكشند ، راضى نشدند . مرا و والدهء احتشام الدوله را سوار كالسكه كرد . من كه هرگز تصور نمىكردم كه در تهران با خواهر يا با عيال مىتوان شب تاريك در يك كالسكه نشست و زيارت رفت يا تجريش رفت در ملأ عام در حضور خاص و عام و گورناطور سوار كالسكه شده راهى شديم ، « الضرورات تبيح المحظورات » ، « مىكشد عشق تو ما را بر سر بازارها » . و جناب معظم اليه تا بيرون شهر به مشايعت آمدند . آنجا پياده شده ، دم كالسكه ايستاده ، خيلى عذرخواهى كرده وداع كردند . پنج ساعت و نيم از دسته گذشته راه افتاديم . قريب يك ساعت به غروب مانده وارد چاپارخانهء جنكى شديم . ولى تند آمديم ، به قدر نيم ساعت هم در چاپارخانهء اربات براى نماز معطل شديم . از بادكوبه تا آنجا به ما بين مغرب و شمال حركت كرديم . از چاپارخانهء لغتنامه تا جنكى به مغرب حركت شد . در دولت روس مسافت منازل را به ورس معين كردهاند كه بعد مرقوم خواهد شد . از بادكوبه تا شماخى 15 همهجا اراضى رمله سبحه است كه هيچ آب ندارد و اگر باران بيايد ، از گلو لاى عبور و مرور كمال زحمت را دارد . راه ، پست و بلند و دره و ماهور است كه ساختهاند . در عرض راه در ده ورسى ، قريهء بزرگى است مسمى به خوردهلان . روز چهارشنبه نوزدهم شهر رمضان المبارك : به شماخى آمديم . صبحى از جنكى راه افتاديم . راه پست و بلند و كوه و هموار دارد . از چاپارخانهء مرزه تا شماخى بسيار خوب اراضى است ، همه ديمزار و محل زراعت . خيلى شبيه به محل ييلاق كردستان است . تا شهر شماخى حركت به مغرب شد . شهر شماخى در دامنهء كوهى رو به جنوب واقع شده است . خيلى جاى باصفاى خوبى است . مىگويند : « فصول او متمايز است ، ولى زلزله زياد مىشود كه محل اطمينان نيست . » چنانچه پارسال در زمستان خيلى از زلزله خراب شده است . سابقا خانههاى شهر را دو طبقه سه طبقه مىساختند . به جهت كثرت زلزله اعليحضرت امپراطور قدغن كرده و حالا يك طبقه مىسازند . باغستان خوب در نزديكى شهر در كنار رودخانه دارد كه از جنوب شهر مىگذرد و ميوههاى خوب به عمل مىآيد . پخلنيك حاكم آنجا با اعيان ، تا نيمفرسخى استقبال كردند . پنجاه نفر سوار قزاق همراه