عليرضا عضد الملك

84

سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى )

عربى با ساخت‌هاى 81 نقره و اسلحهء خوب و جميعا جوان‌هاى نوخط برازنده در جلو بارهاى نذر همايون بازى كردند و اسب تاختند . نزديك پل در كنار رودخانه دو دسته سرباز از فوج گوران صف زده ايستاده بودند . تماما به سنّ هفده الى بيست و پنج . كردهاى گرد برازنده و يل به طور و طرز فرامرز و به برز 82 و بازوى برزو . ولى نه لباس داشتند و نه اسباب و تفنگ . مولوى گويد : هركه جعد و زلف مشكين باشدش * چون كلاهش رفت خوش‌تر آيدش امّا اين مطلب در حق نوكر ديوان اعلى و اهل نظام با احتشام جارى نيست ، خاصه دربارهء نوكرى كه مأمور سرحدّات و ثغورند و بايد در مقابل نوكر دول خارجه جلوه نمايند . فوج گوران خوب فوجى است ، زيراكه تماما جوان و پادار و رشيدند . بايد در حق آنها ان شاء اللّه تعالى مرحمتى مبذول گردد و اولياى دولت جاويد آيت مراقبت نمايند كه در مقابل عسكر رومى جلوه كنند و اگر بهتر نباشند اقلا مساوى باشند . يك نفر از فوج مزبور ملبوس ندارد . همان رخت‌هاى 83 كردى [ را ] پوشيده‌اند . حين ورود اين فدوى به كرمانشاهان ، به جهت تشريفات هديهء همايونى ، ميرزا محمد خان ياور از قورخانه آن‌جا چند دست ملبوس گرفته فرستاده بود . روز ورود پوشيده بودند . آن هم كمر و فانسقه و لبچين نداشت . منحصر بود به گليچه 84 و شلوار ، آنها هم كوتاه و بىاندام [ بودند ] ، و از اسباب بالابان 85 يكى دو شيپور شكسته مندرس و دو سه طبل معيوب منظمش داشتند . به چند جهت واجب است كه از پيشگاه آسمان‌جاه اقدس امر و مقرر گردد كه كارگزاران مهام عسكرى در آراستن و تنقيح فوج مزبور دقت و اهتمام به عمل بياورند . اوّلا به واسطهء پادارى و برازندگى و رشادت و دلاورى آن فوج ؛ ثانيا به جهت شكوه دولت قوىشوكت قاهره در آن سرحد و همسايگى با دولت عثمانى ؛ كه الحق بسيار ناگوار است در برابر قشون رومى كه آنهمه دقت در آراستگى و تنقيح نوكر و اسباب و اسلحه دارند قشون ظفرنمون ايران اين‌طور بىاوضاع و پريشان باشند . يك تفنگ ندارند كه به كار بخورد . 86 اين تفنگ‌ها كه در قورخانهء مباركه هست به قدر كفايت با ملبوس ماهوت كلى به آنها مرحمت شود ، آن‌وقت معلوم مىشود كه در جميع افواج رومى چنين فوجى نيست و موجب شكوه مذهب است . ثالثا پريشانى آنها موجب اغتشاش طرق مىشود و استيصال آنها علت بىنظمى سرحد خواهد شد . اگرچه اين فقره باوجود ملك نياز خان محال است . خلاصه از پل عبور نموده از درب رباط گذشته به چادر فرودآمديم و خشت‌هاى سعادت سرشت را در زير چادر فرودآوردم . قراولانى [ را ] كه همراه بودند به قانون نظام واداشته ، 87 از فوج گوران هم در اطراف چادر چاتمه زدند . ديدم لباس و وضعشان خوب نيست ، مرخصشان كردم . ملك نياز خان حين ورود از تشريفاتى كه امكان داشت ، از قبيل قربانى و