عليرضا عضد الملك
65
سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى )
و اغلب آن دهات ملكى نواب معزى اليه است . خلاصه بعد از ظهر مذكور وارد منزل بيستون شده صندوقهاى خشت مبارك را در ايوانهاى بزرگ رباط فرود آورده و خود در بالاخانهء سردر منزل كردم . امّا آن منزل بدين نهج است كه رباط در دامن كوه واقع شده و جاده ما بين رباط و كوه است . شرقى رباط جلگه است و هرسين محاذى بيستون واقع است و غربىاش كوه بيستون است . از بن الى قله 12 به حدى صاف است كه به نظر خميده مىآيد و از آن است كه بيستون ناميده شده . ايوانى در دامن كوه مقابل رباط تراشيدهاند كه دهنه آن ايوان را يكصد و پنجاه ذرع و ارتفاعش را چهل ذرع حجّارى نمودهاند كه گويند فرهاد تراشيده و الحق اثر عشق است ؛ و گرنه هزار حجار در هزار ماه نتوانند سنگى را چنين صاف و مصقول 13 نمايند كه بعد از سالهاى دراز ، از سينهء معشوقان صافتر و از ديدهء عاشقان آبدارتر باشد بيستون را عشق كند و شهرتش فرهاد برد 14 و از آن ايوان به فاصله سيصد قدم به طرف شمال ، در كوه شكافى است كه در آن سيزده صورت تراشيدهاند . يكى برتر است و دوازده ديگر در ذيل او است و از آن دوازده [ نفر ] نه نفرشان از عقب دست بستهاند و سه نفر ديگر دست باز . گويند آنيك كه بالا است تصوير داريوش است كه از جانب لهراسب به عراقين الى مصر و شام سلطنت و ايالت داشت . در به دو امر از قبل رهّام ابن گودرز كه برحسب امر لهراسب بر اهواز و ششتر حكومت داشت مأمور به تسخير عراق شد و مفتوح ساخت . پس از تسخير بر خود او مسلّم گرديد و آن نه نفر از سلاطين جزو بودند كه اطاعت نمىنمودند . داريوش آنها را به قهر و غلبه مأخوذ داشت و آن سه نفر دست باز امناى داريوشاند و آن مجلس كه آنها را به حضور آوردهاند در آن كوه مصوّر داشته . ولى اين فدوى را اعتقاد اين شد كه داريوش يكى از آن سه نفر باشد ، زيراكه آن تصوير فوق به اصنام شباهت دارد و طريقهء بتپرستان اين بود كه هميشه صنم معبود خود را در مكان و مقر خود نصب مىنمودند . دليل ديگر آنكه در گردن آن تصوير فوق به شكل گبرگه 15 پهلوانان چيزى است و سلاطين را چنين حمايلى نشنيدهايم ، و در زير آن تصاوير از بن كوه آبى صاف و گوارا روان است . مگر از ديدهء فرهاد جارى است * كه در وى نيست الّا طعم شيرين خانههايى چند رعايا در پهلوى كاروانسرا ساختهاند و در آن خانهها ساكنند كه از شدت كثافت بيوتات صحنه در پيش آن خانهها قصر خورنق و كاخ كسرى است از دوزخيان پرس كه اعراف بهشت است . و رباط آنجا را شيخ على خان ، وزير شاه سليمان صفوى طاب اللّه ثراه ، ساخته است ؛ بسيار خوشوضع و محكم است . تحير دارم از حاجى جعفر خان معمار كه برحسب امر اولياى دول قاهره براى مرمت آن رباطات و پلهاى عرض راهها [ ى ] عتبات عاليات مأمور گرديد ؛ كه اگر مرمت و عمارت نكرد چرا خرابى رسانيد ، و فتور راه داده ! در