عليرضا عضد الملك
49
سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى )
رودخانهء كماسه . نسبت به ساير رودخانهها 126 عمق اين رودخانه زياد است . مرحوم امير اصلان خان افشار بر روى آن پلى ساخته بوده است ؛ از شدت طغيان آب خراب شده 127 ؛ حاجى ابراهيم تاجر اصفهانى از نو پل بسيار محكمى ساخته [ است ] . از پل عبور نموده و از ميان حسينآباد كه ديهى است آباد و خالصهء ديوان اعلى است و به تيول صارو اصلان مرحمت گرديده گذشتيم . طاهرآباد هم كه همين حالت را دارد و از حسينآباد وسيعتر است در شمال جلگه واقع است و كوچه و كودين و كارخانه در يسار رودخانه واقع است و مزارع ديگر هم دارد ، چون از راه دور بود و موجب تطويل مىشد ضبط نشد . آن جلگه تا كنگاور صحرايى است وسيع ، پرآب و علف و خوش هوا و كنگاور از طرف شمال منتهى مىشود به همدان و اسدآباد و از مشرق به نهاوند و از مغرب و جنوب به يورت خزل و توابع كرمانشاه . از پل رودخانهء مزبور تا سه فرسنگ ، جاده رو به مغرب است و آنجا به جادهء همدان متصل مىشود كه از شمال به جنوب مىرود و از آنجا تا كنگاور يك فرسنگ است ، در طرف يمين كوه است و در جهت يسار دشت . كسبه و عموم رعاياى كنگاور تا نيم فرسنگى استقبال نموده ، جميعا در دعاى سلامتى وجود مسعود همايون 128 روحنا فداه يكدل و يكزبان بودند . در كمال شكوه و احترام وارد كنگاور شده ، خشتهاى مبارك را در مكانى شايسته فرود آورده و خود در ديوانخانهء حكومتى منزل نمودم . امّا كنگاور بلدهاى است آباد و جمع . رودخانهء كوچكى در وسطش جارى است و خانهها در دو طرف رودخانه واقع است . اول كوچه ، پهلوى دروازه ، بابا خان بدر حاجى محمد على خان ، مسجد و كاروانسرايى ساخته ؛ ولى از كاروانسرا دالان و سمت جنوبش ساخته شده و سه طرف ديگر باقى است . هرگاه تمام شود خيلى به كار زوار و عابرين مىآيد و موجب رفاه و وسعت حال زوار خواهد شد . و مسجد را به طرز مدرسه ساختهاند كه در حجرات آن طلاب نشستهاند و پهلوى مسجد كوچهاى است كه راه عمارات حكومتى و محل تمكن خوانين از آنجا است . عمارت ديوانخانه شرقى است و جميع جلگهء مشرقى كنگاور و آن اطراف از آن عمارت پيداست و حوضى باصفا دارد كه پيوسته در او آب جارى است و خانههاى رعيتى آنجا آنچه به نظر رسيد تخمينا سه هزار بيش و چهار هزار كمتر است و به اندازهء وسعت خود بازار و دكاكين دارد . در طرف جنوب پهلوى صحرا قلعه [ اى ] از سنگ است كه گويند شمرام عروس نمرود ساخته . ديوارش از سنگهايى است كه هريك نيم ذرع قطر و دو ذرع طول دارد و ستونهايى از سنگ نصب نمودهاند كه دور هريك زياده از يك ذرع و نيم است بلكه دو ذرع مىشود . از قرارى كه خوانين مذكور نمودند پنجاه ستون حالا موجود است و گويند در زير خاك هم از اين ستونها هست كه اگر بكاوند بيرون آيد . از اين قبيل سنگها زياد است كه در آن قلعه افتاده . معلوم مىشود تمام اجزاء آن قلعه از جدار و ستون و فرش و