عليرضا عضد الملك
50
سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى )
سقف سنگ بوده . حال در ميان آن قلعه رعايا از خشت و گل خانهها ساخته و سكنى دارند . در طرف شمالى آن قلعه ، سمت بازار شهر ، امامزاده [ اى ] است موسوم به شاهزاده ابراهيم ، پسر امام موسى كاظم عليه السلام است . در طرف غربى كنگاور ، به فاصلهء دو هزار قدم ، كوهى است [ كه ] سنگهاى نيمتراش از قبيل ستون و غيره در آن كوه افتاده است . از آثار معلوم مىشود كه سنگهاى اين قلعه را از آن كوه آوردهاند و آن سنگهاى ناتمام براى مصارف اين قلعه بوده كه ناقص مانده . مذكور شد اوقاتى كه لشكر عرب به حكم خليفهء ثانى به تسخير آن حدود آمده بودند ، جمعى در آن قلعه متحصن شده هر شب شتر و اسبى از اعراب مىبردند و لشكر عرب به قهر و غلبه نمىتوانستند آن قلعه را تسخير نمايند . به اين واسطه قصر اللصوص 129 ناميدند . و در شمال كنگاور تل مرتفعى است ، مرحوم فرج اللّه خان بر سر آن تل عمارتى ساخته است . اين فدوى نرفتم ، لكن پيدا است كه مكانى با روح و نظارهگاهى بانزهت است . از قرار مذكور مراقبت ننمودهاند [ و ] رو به خرابى نهاده . در اين وقت امر حكومت كنگاور با زين العابدين خان بود . و مذكور شد [ كه در ] سنوات سابقه گرگى پيدا مىشد كه به ميان خانهها مىآمد و مردم را آسيب مىرساند و اطفال را مىبرد . چند سال پيدا نشد ، امسال قبل از عيد پيدا شده و دو شب قبل دخترى را از صحن خانه ربوده است كه آن دختر ده دوازده سال دارد و از ديوارى به ارتفاع يك ذرع بيشتر به باغى كه پهلوى خانه بوده برده است . دختر فرياد كرده ، اهالى خانه دنبال نموده او را در باغ از دهان گرگ گرفتهاند . جراحى كه براى مرهم گذاشتن پيشانى آقا سيد اسد اللّه آمد مذكور داشت جراحات دختر را من معالجه مىنمايم . احتمال قوى در صحت او است . مذكور شد از گرگهاى ناطق 130 به زاير و عابر زياده از گرگهاى صامت 131 صدمه مىرسد ، زيراكه خاك كنگاور وسعتى ندارد ، [ دزدان ] از چهار طرف هر شب مىتوانند اراضى آنجا را ذرع اندر ذرع مساحت نمايند و باز شبانه در خانههاى خود باشند . [ راهزنهاى ] نهاوندى و خزل و طرارهاى بروجرد و ملاير و تويسركان و همدان و كرمانشاه همه در آنجا دست دارند ، خصوصا خزل و نهاوندى . هرگاه راهى زده و مالى برده شود بايد كنگاورى از عهده برآيد و حاكم آنجا در مرارت و زحمت است . از لوازم امور و اهم مهمات اين است كه حسبالامر قدرقدر اولياى دولت قوىشوكت قاهره چند نفر سوار قراسوران به جهت حفظ زوار و مترددين از اهل كنگاور گرفته شود . بعد از برقرار فرمودن قراسوران از اهل كنگاور اگر مالى سرقت نمايند خود اهالى كنگاور از عهده غرامت مال مسروقه برمىآيند ، ديگر حقى ندارند كه ندهند و حرفى نمىتوانند در مقابل بگويند . [ وجود ] قراسوران [ در ] آنجا كمال لزوم دارد . آنچه به عقل خانهزاد دولتخواه مىرسيد بايد عرض نمايم . امر امر اولياى دولت روزافزون است .