ناصر الدين شاه قاجار
64
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
جاى باصفائى به نظر ميآمد نهار خورديم اعتماد السّلطنه وقت نهار حاضر بود و روزنامهء اروپ عرض ميكرد بعد از نهار ميرشكار آمده عرض كرد آهوئى ديدهايم عزيز السّلطان با سيّد محمّد خان رفتند تفنگ انداختند نزدند عرايض و نوشتجات زيادى نايب السّلطنه از طهران فرستاده بود بعد از نهار همه را خوانده جواب نوشتيم بعد به قدر يكساعتى هم استراحت كرده برخاستيم چاى و عصرانه خورده سوار شديم رفتيم تا بنمك كور رسيديم به قدر دو هزار نفر از اهل ده جلو آمده بودند اينجا ده معتبرى است به قدر چهارصد پانصد خانوار جمعيّت دارد از جلو آبادى ده گذشته رفتيم بسراپرده سراپردهء ما را سر قنات زدهاند و هرهنجى دارد كه به قدر دو سنگ آب سرد گوارائى داشت و جاى باصفائى بود روز يكشنبه شانزدهم امروز بايد برويم بسراب عمارت كه ملك جناب حاجى آقا محسن است صبح برخاستيم عرض كردند باز جناب امين السّلطان چون چشمش درد ميكرده صبح زود از جلو رفتهست تا سه ساعت از دسته گذشته سوار شده از ميان ده نمككور گذشتيم خيلى ده بزركيست و جمعيّت زيادى دارد رفتيم تا رسيديم بسر يكراهى از دست چپ كه ميانبر است و اگر سواره شخص از آن راه برود يكفرسخ و نيم راه نزديكتر مىشود امّا راه كالسكه بايد