ناصر الدين شاه قاجار
45
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
از يكجائى هم كه بغلهء پرتكاه و زير دستش هم نهر آب بود كه خطر پرت شدن كالسكه را داشت كالسكهء ما را بسرعت گذراندند به حمد اللّه بيخطر گذشت چون ديديم راه كالسكه خوب نيست سوار اسب شده رانديم قدرى كه رفتيم آبادى پيدا شد نزديك آنجا رفته ديديم مزرعهايست چند درخت تبريزى و بيد و دو سه قطعه باغ موستان دارد فرموديم آنجا آفتابگردان زدند كه پياده شده قدرى استراحت كنيم و فرستاديم يكنفر رعيّت پيرمردى را پيدا كرده آوردند تحقيق منزل را از او نموده و اسم آن مزرعه را پرسيديم عرض كرد اسم اينجا كاريز و مال حاجى آقا محسن مجتهد عراق است فرموديم تا انجدان چه قدر راه است عرض كرد از اينجا تا رود بارين راهى نيست و از آنجا هم تا انجدان يكفرسنگ است خلاصه پياده شده غليانى كشيديم و چون منزل نزديك بود ديگر استراحتى نكرده سوار شده رانديم به قدر نيم فرسنگى كه آمديم برود بارين رسيديم كه باغى هم داشت از كاريز اوّل خاك عراق است قدرى كه رفتيم ديديم راه كالسكه خيلى دور مىشود و بايد دور زده رو بدماغهء برگشت كه از آنجا رو بانجدان ميرود فرموديم چه لازم است آنقدر راه راه دور كنيم و بكالسكهچى گفتيم از ميانبر مستقيما به طرف آندماغه برود و سوار كالسكه شده رانديم صحراى صاف بوتهزار خوبى بود بيش از يك درّهء كوچك در راه نبود