ناصر الدين شاه قاجار

46

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

كه از آن درّه هم كالسكه را به خوبى گذراندند باز همه جا صحراى هموار بود يك مسافتى كه رفتيم آبادى از دور پيدا شد آدمى به آن آبادى فرستاده رفت و آمد عرض كرد مزرعهء معتبريست دو سنگ آب دارد و مال حاجى آقا محسن مجتهد عراق است از طرف دست راست هم كاروانسراى شاه عبّاسى پيدا بود بالاتر از كاروانسرا هم باز آبادى بزرگ معتبرى بود خلاصه رفتيم تا رسيديم بدماغه در حقيقت اين تدبير ما يكفرسنگ و نيم راه ما را نزديك كرد از ايندماغه كه گذشتيم راه برگشت رو بشمال و از آنجا تا انجدان باز يكفرسنگ و نيم راه است حالا سه ساعت هم بيشتر بغروب نمانده يكسر رانديم تا يكساعت و نيم بغروب مانده وارد انجدان شديم حكيم الممالك حاكم عراق بحضور رسيد جناب امين السّلطان هم كه امروز قدرى كسالت داشته و با كالسكه از همين راه دور آمده بود تب كرده خوابيده است ما هم امروز ازين راه خيلى خسته شديم سراپردهء ما را در سر قناتى زده‌اند كه آب جارى خوبى دارد قريهء انجدان در ميان درّهء واقع شده كه تقريبا هزار ذرع عرض دارد و طرفين آن كوههاى سخت است كه اسب نميرود ميگويند شكار هم دارد لتّه در شكارگاه معروف هم پشت همين كوههاى شمالى است آبادى انجدان در دامنهء كوه سمت شمالى واقع است و مثل محلّات چشمهء آب عظيمى دارد كه تمام محصولات و باغات اينجا را مشروب ميسازد امّا آباديش كوچكتر از محلّات است