ناصر الدين شاه قاجار
43
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
امروز حكيم الممالك عرض كرد كه از چوكان بايد با نجدان برويم يك راهى از چنار بانجدان ميرود كه خيلى نزديك است كه اگر ميرفتيم بچنار نهار ميخورديم و قدرى استراحت كرده بعد يك بلد همراه ميآمد و عصر به منزل ميرسيديم منتها از چنار بانجدان دو ساعت راه است يكراه هم راه كالسكه است كه كالسكهچى ما را برده بدستورالعمل او راه ساختهاند كه قريب هفت فرسنگ است چون ما ميخواستيم با كالسكه برويم اين بود كه از اين راه دور رفتيم خلاصه آمديم بيرون ظلّ السّلطان آمد بحضور و مرخّص شد كه باصفهان مراجعت كند و امشب هم ميرود بخمين دار الحكومهء كمره كه از آنجا باصفهان برود بعد سوار كالسكه شده رانديم قدرى كه رفتيم دست چپ بفاصله كمى سه ده بود ماهورزان و زنجيرك و نصيرآباد از آنها گذشتيم انجدان در شمال اينجا واقع است امّا ديديم كالسكهچى ما رو بجنوب ميرود فرموديم كجا ميرويد عرض كردند راه كالسكه از پائين ميرود ما از كالسكه پياده شده سوار اسب شديم و فرموديم كالسكه را ببرند توى راه هرجا بجلو ما برخورد سوار ميشويم و سواره رانديم رو بشمال قدرى از راه جلگه بود و بعد تپّه و ماهور شد هواى اينجاها خيلى سرد و ييلاق است بقول فرنگيها ( پلاتو ) است يعنى صحراى مرتفع زنبق و گلهاى اوّل بهارى كه در جاهاى ديگر حالا خشك و تمام شده اينجا الحال وقت