ناصر الدين شاه قاجار
9
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
راه را خيلى خوب ساختهاند اطراف راه هم از گل و لاله و سبزه خيلى باصفا بود رفتيم به طرف دست چپ راه روى تپّهء آفتابگردان زدند بنهار افتاديم جناب امين السّلطان هم با كالسكه از عقب ما آمد سالار لشكر و امين الملك ( و نريمانخان قوام السّلطنه وزير مختار وينه ) هم همراه جناب امين السّلطان بودند چالهء جلو راه بود كالسكه امين السّلطان گذشت قوام السّلطنه احتياط كرده پياده شده بود نميدانيم چهطور شده كه پايش در رفته بود از آنوقت كه نريمان خان از وينه آمده هنوز مراجعت نكرده است حالا باينجا آمده كه كارهايش را تمام كرده برود ( از همين زمينى كه نريمانخان خورده و پايش در رفت تا مراجعت ما از سفر عراق بسترى شده افتاده بود و مىلنگيد ) خلاصه جناب امين السّلطان بحضور ما آمد قدرى صحبت و فرمايشات كرديم بعد نهار خورده چند شيشه عكس انداختيم بعد از نهار سوار شده رانديم اطراف راه از گل و لاله در حقيقت لالهزارى بود خيلى صفا داشت كالسكه را فرموديم بردند توى گلها و لالهها و تفرّجكنان ميرفتيم نيمفرسنگ بقلعهء محمّد عليخان مانده بعزيزآباد ده عزيز اللّه خان صارم الملك شاهسون رسيديم خود او با حاجى لطف اللّه خان برادرش و حاجى هدايت اللّه خان ايل بيگى با دويست نفر سوارهء اينانلو در آنجا صف كشيده بودند قريب بعزيزآباد صديق السّلطنه زيندارباشى را ديديم كه امروز يكسره از طهران آمده بود عزيزآباد به قدر نيم سنگ آب دارد و آبش لب شور است صارم الملك آنجا را خوب آباد كرده باغى دارد درخت بادام داشت فرستاديم آوردند هنوز بادامش مغز نبسته است