ناصر الدين شاه قاجار
10
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
حاصل زراعت اينجاها هم خيلى خوب بود هيچ زرد نشده و آثار زنگى نداشت آمديم تا رسيديم بقلعهء محمّد عليخان قلعهء محمّد عليخان هم مال همين شاهسونهاى اينانلو است خلاصه وارد سراپرده شده فورا نشستيم به خواندن نوشتجات در اين بين يك دفعه هوا بناى رعد و برق گذاشته باد سختى برخاست و باران و تگرگ شديدى باريد همانوقت كه نهار ميخورديم از دور ابر سياهى از افق بالا آمده بود و صداى رعد مىشنيديم امّا حالا طوفان خيلى سخت شده و باران شديد باريد ولى طولى نكشيد يكساعت بغروب مانده هوا باز شد و خيلى خوش بلكه سرد شد و شب هم خيلى سرد بود ضياء لشكر كه چندى بود به زيارت مشهد مقدّس رفته بود خبر رسيد كه در آنجا فوت شده است روز سهشنبه بيستم امروز بايد بعلىآباد برويم صبح برخاسته از سراپرده آمديم بيرون سوار كالسكه شده قدرى كه رانديم ديديم از باران ديروز هوا طراوتى پيدا كرده گل و لالهء زياد و از آن گلهاى زردى كه در دوشان تپّه ميرويد صفحهء صحرا را فرو گرفته است اسب خواسته سوار شده رفتيم بالاى كوهها و همينطور از تيغهء كوهها ميرانديم درياى كوير هم با كمال صفا پيدا بود همه جا از تيغهء كوه سواره آمديم تا بالاى كوهى كه در مدّ نظر و مشرف به دريا بود ديديم كالسكه ما هم توى جادّه زير همين كوه ايستاده است سوار كالسكه شده قدرى كه رفتيم ديديم همانجا منزل است دوباره سوار اسب شده برگشته رفتيم روى همان تپّهء كه مشرف به دريا بود آفتابگردان زدند