ناصر الدين شاه قاجار
8
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
بيرق خوشرنگ قشنگى ساخته بود كه اسم آنطايفه روى پرده بيرق نوشته شده بود مثل طايفهء قضاتلو و خالولو و غيره خيلى اختراع خوبى است خلاصه رانديم تا بكنار رودخانهء كرج رسيديم چمنى كنار رودخانه بود در آنجا آفتابگردان زدند باد شديدى ميوزيد نهار خورده بعد از ساعتى سوار كالسكه شده رانديم براى منزل باد و باران هم بشدّت ميآمد نزديك منزل حاجى محمّد حسن امين دار الضّرب را ديديم دم كاروانسرائى كه تازه ساخته است ايستاده بود سه ساعت بغروب مانده وارد منزل و سراپرده شديم اعتماد السّلطنه بحضور آمده روزنامه خواند نزديك غروب جناب امين السّلطان هم از شهر وارد شد بعد رفتيم توى چمنى كه پهلوى سراپرده بود جناب امين السّلطان و امين الملك و امين السّلطنه را بحضور خواسته تا نزديك غروب با آنها صحبت و فرمايش كرديم امين السّلطان راپورت كارهاى شهرش را ميداد بعد رفتيم اندرون شب هم تا بصبح بشدّت باد مىآمد روز دوشنبه نوزدهم امروز بايد بقلعهء محمّد عليخان برويم و چهار فرسنگ راه است صبح سوار شده رانديم قدريكه رفتيم رسيديم برودخانه شورپلى كه بر روى رودخانه است همان پلى است كه ميرزا نظام مهندس الممالك ساخته بود حالا كمپانى راه شوسه تعمير كرده است پياده شده درست پل را ملاحظه كرديم يكنفر فرنگى گماشته كمپانى هم در اينجا بود كه مباشر ساختن و تعمير پل است بعد سوار شده رانديم