ناصر الدين شاه قاجار

177

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

نگاه كرديم ديديم خانهاى آشتيان خيلى خوب پيدا است همه در دامنه واقع و مشرف به يكديگر است و دهن درگاهها و درها و منظرهاى عمارات چون طرف سايه بود سياه به نظر ميآمد منظر و وضع خوشى داشت تماشا كرديم بعد راه برگشت رو بشمال و اطراف راه همه‌جا درّه و ماهور و تپّه است كه بعضى از جاها نزديك بجادّه و بعضى جاها كمى دور مىشود رفتيم تا رسيديم بده اسدآباد كه دست راست راه بود و جزو آشتيان است بعد ده سرهرود است در دست راست كه متّصل بجادّه است بعد قريه جيرآقاج از آنجا گذشته بيك تنگهء رسيديم از تنگه عبور كرده بعد وسعتگاهى پيدا شد ديديم ده جوزه است كه مال محمّد رحيم بيك ناظر مرحوم مستوفى الممالك است و خود محمّد رحيم بيك هم مدّتى است مرده است باغى داشت درختهاى سايه‌دار و انگور زياد داشت پياده شده رفتيم توى باغ فرموديم آفتاب‌گردان زدند و تا عصر اينجا بوديم امين خلوت كاغذ و عرايض زيادى بحضور آورد همه را ملاحظه كرده و جواب فرموديم بعد سوار شده آمديم رو به منزل قدرى از راه را با كالسكه آمده بعد سوار اسب شديم و افتاديم به روى تپّه و همينطور از روى تپّه‌ها ميآمديم تا رسيديم بتپّهء كه از آنجا اردو پيدا بود رفتيم بالاى تپّه و اردو را تماشا كرديم جمشيد خان پسر ساعد الدّوله هم كه سرتيب فوج خلج قم است و يكدسته سرباز هم از همين قريهء جهرود ميگيرند اينجا ديده شد بعد از تپّه آمديم پائين آب قنات دستجرد از بغلهء كوه در ميآيد شش هفت سنگ آب صاف سرد خوبى دارد خيلى آب