ناصر الدين شاه قاجار

157

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

در همين مزرعه نزديك باصطخر فرموديم آفتاب‌گردان زدند و بنهار افتاديم دهى هم در زير دست شهر از مسافتى پيدا بود گفتند مبارك‌آباد است خانبابا خان پسر صاحب اختيار با سواران و همراهانش در آنجا چادر زده و منزل كرده بودند بعد از نهار بلافاصله در وقت ظهر و شدّت گرما سوار شده رانديم و عرق زيادى كرديم قدرى كه رفتيم از بلندى و تپّهء كوچكى سرازير شده رسيديم بده آرتيمان آرتيمان از سمت شمال متّصل بكوه است و خود ده توى درّه واقع است كه خانهاى ده را در بغله و دامنهء كوه رويهم ساخته‌اند و همهء خانها رو بمشرق نگاه مىكند خانهاى خيلى معتبر خوب دارد باغات اينجا در سمت جنوب واقع شده است و بيشتر درختهايش گردو است اشجار ميوهء ديگر هم دارد امّا اكثر گردو است و درختهاى گردوى خيلى بزرگ كهن دارد از كوچهاى آرتيمان سرابالا شديم جمعيّت زيادى بالاى بامها براى ديدن ما جمع شده بودند رفتيم تا رسيديم بسر تپّه آنطرف تپّه سركان پيدا شد قصبهء سركان خانوار زيادى دارد امّا خانهاى سركان همه رو بجنوب است و به قدر هفت هشت هزار نفر جمعيّت دارد مردم همين كه ديدند ما ميآئيم مثل مور و ملخ توى صحرا ميدويدند كه ما را به‌بينند مثل روز سيزده عيد نوروز كه مردم از شهر بيرون ميروند همانطور در صحرا ازدحام كرده بودند بالاى قصبهء سركان چند خانه بود كه مشرف به تمام خانهاى ديگر بود امّا مثل آرتيمان نيست كه همهء خانها در دامنه واقع شده و مشرف به يكديگر باشد فخر الملك رفته بود به آن خانهاى بالا و تعريف ميكرد كه خانهء خيلى خوبى است مال ميرزا