ناصر الدين شاه قاجار
152
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
نرويم جهانگير خان عرض كرد پنجساعته از اين راه به ننج رفتيم راه خيلى خوبى است آب و آبادى هم سر راه هست و از ننج هم به قدر سه فرسخى ممكن است كالسكهها را جلو بياورند كه همهجا اين سه فرسخ را كالسكه براحت ميرود قرار شد سه شب قبل از حركت خودمان كالسكهها را ببرند به ننج كه روزيكه ما ميرويم جلو بياورند و از همين راه دمشاطر برويم خلاصه شب جناب امين السّلطان و امين السّلطنه و مجد الدّوله را احضار فرموديم بحضور آمدند و بعضى فرمايشات شد و رفتند روز پنجشنبه بيست و ششم امروز هم سوار شده رفتيم به همان جاى ديروزى علاء الدّوله باز بعضى سوارهاى ابو ابجمعى خود را آورده بود كه از سان حضور بگذراند در سايهء درختى پياده شديم سوارها آمده از حضور گذشتند اسبهاى خيلى خوب داشتند بعد مرخّص شده رفتند امروز فرموده بوديم آفتابگردان را قدرى بالاتر از محلّ ديروزى بزنند رفتيم ديديم محلّ خوبى انتخاب كردهاند پياده شده رفتيم بآفتابگردان عرايض و نوشتجات زيادى امين خلوت بحضور آورده همه را ملاحظه كرده جواب فرموديم و نوشتيم و برد براى جناب امين السّلطان بعد قدرى نقشه كشيديم و دو ساعت بغروب مانده سوار شده آمديم منزل روز جمعه بيست و هفتم ديشب از وقت خوابيدن باد سختى گرفت و همينطور باد ميوزيد تا صبح بطوريكه نزديك بود چادرها را