ناصر الدين شاه قاجار

153

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

از جاى بكند بادش هم باد خنكى نبود نيم گرم بود صبح قدرى دير از خواب برخاستيم جناب امين السّلطان و امير خان سردار را خواسته بعضى فرمايشات به آنها فرموديم بعد بيرون آمده سوار شديم و آمديم از نهر آبى كه ديروز گذشته بوديم گذشته رو بمشرق درّهء بود كه بگردنهء سرابى ميرود دست چپ اين گردنهء درّهء بود سبز و بيدرخت كه ساعد الدّوله آنجا چادر زده بود آبى هم كه باردو ميآيد يك شعبه‌اش از اينجا ميآيد گردنه سخت بلندى بود از گردنه سربالا رانديم حاجى مسعود ميرزا پسر مرحوم جهانگير ميرزا و محمّد على ميرزاى مشكوة الملك پسر مرحوم خسرو ميرزا هم در ركاب بودند جهانگير خانرا هم ديديم كه عمله گرفته مشغول ساختن راه است براى عبور تخت و بنه كه از اين راه بايد به ننج برود ما از طرف دست راست راه كه بيراهه بود آمديم تا سر گردنه آنطرف گردنه گفتند دهى است اسمش جيجيان رفتيم براى آنجا دست چپ راهى بود كه ميرود به سمت همدان و آنطرف گردنه هم خاك ملاير است از گردنه سرازير شديم براى ده جيجيان اينجاها همه جا سنگ گوارس دارد نوع بنوع و رنگ‌برنگ كه هركجا از صحراها و گردنه‌ها را نگاه ميكرديم از اين سنگ ريخته بود راه نرم و سرازير بود بدرّه افتاديم و رفتيم تا جيجيان ده جيجيان خيلى ده معتبرى است باغات انگور زيادى دارد دو سه مزرعه دارد كه اسم يك مزرعه‌اش سنگ سفيد دولائى و يكى ديگر اشترمل است اشترمل دست راست و سنگ سفيد دولائى دست چپ واقع بود حاصل زيادى هم داشت كه درو و خرمن كرده بودند اينجا جزو