ناصر الدين شاه قاجار

138

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

خلوت در ركاب بودند رفتيم تا رسيديم بجنگلى كه درّهء تشكيل ميدهد و اشجار جنگلى زيادى دارد دست راست همه درخت بلوط است وسط درّه هم نهر آبى جارى است كه باحجار مىخورد و صدا مىكند دو طرف نهر هم همه جا درختهاى چنار و گردو و بلوط و اشجار جنگلى است چنارهاى پائين دست درّه ريشه‌هاى خيلى كهن دارد ليكن كتلهايش را نميدانيم بريده يا چه كرده‌اند كه همه چترى شده است امّا باز خيلى بزرگ و سايه‌گستر است دست چپ هم باز تپّه‌هاى جنگل‌دار است كه درختهاى بلوط و غيره دارد بالاتر كه ميرود درختهاى چنار خيلى بزرگ مىشود به قدر درخت امامزاده صالح قريهء تجريش شميران امّا خيلى صافتر و بهتر و شاخهاى خيلى بزرگ و بلند دارد كه كلّهء چنار پيدا نيست همهء درّه در سايهء اشجار است بطوريكه اگر اردو بيايد اينجا بيفتد تمام اردو مىتوانند در سايهء درختها باشند بدون اينكه چادر بزنند امامزاده يا پيرى هم در اينجا مدفونست كه سر قبرش چهار طاقى دارد امّا خراب شده اينجا را محمود ميرزاى مرحوم ساخته است و سنگ مرمرى هم به ديوار نصب كرده‌اند كه تاريخ بناى اينجا بر آن سنگ منقور است در سنه 1239 كه هفتاد سال قبل از اين باشد اينجا را بنا كرده است قبرستان كهنه هم زير جنگلى هست كه خيلى قديم است امّا حالا در اينجاها آبادى و عمارتى نيست رفتيم تا رسيديم بسرچشمهء كه از زير كوه سنگى درميآيد از دو طرف كوه آب ميجوشد از وسط هم آبى درميآيد برنگ آبليمو سفيد رنگ امّا هيچ بوئى ندارد جوشش مىكند مثل اين است كه گاز داشته باشد و داخل اين آبها شده همه را سنگين و بد