ناصر الدين شاه قاجار

137

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

در اين صفحه واقع است و تمام صحرا پوشيده از حاصل زراعت بود و جادّهء باريكى داشت كه ما از كنار زراعات ميرفتيم باوّل دهى كه رسيديم زرّاكون يا زرّاين است و راه رو به مغرب جنوبى است در دست راست هم ده ( برزو ) و ( گيران ) بوده و دست چپ ده كرك عليا و سفلى و ما از وسط ده كرك گذشتيم ده حاجى آباد هم دست چپ واقع بود از كرك كه گذشتيم جلگه وسيع شد و ده كيان از دور نمايان شد كه روى تپّه واقع است امّا اين تپّه مصنوعى است قلعهء دارد و دور تپّه هم خانه است و باغات هم دارد امّا دور بود و ما نزديك آنجا نرفتيم كيان اوّل خالصهء ديوان بوده بعد بملكيّت از طرف دولت بمحمّد خان نهاوندى واگذار شده است ده بزرگى است آب اين چشمهء كيان هم قريهء كيان را مشروب كرده بدهات ديگر ميرود و همهء اينجاها از اين آب مشروب مىشود پائين‌تر از كيان هم دهات زياد به نظر ميآمد كه باغات هم داشتند حاصل زراعت اينجاها را درو ميكردند امّا بهاره‌كارى كه كرده بودند هنوز سبز بود حاصل زيادى هم بود كه هنوز درو نكرده بودند زراعت اينجاها بقدرى خوب و بار شد بود كه با اسب كه از پهلوى حاصل ميگذشتيم بلندى حاصل تا كلّهء اسب بود خلاصه از اينجا راه رو بجنوب و كوه شد كه چشمه توى تنگهء و زير اين كوه است كوه متوسّطى است چندان بلند نيست امّا دو سه لكّه برف داشت يكدهى هم پائين‌تر از اينجا است اسمش ورزانه است و يك گردنهء دارد معروف بگردنهء ورزانه كه از اين گردنه بخاوه ميرود قدرى ديگر كه رفتيم زراعات تمام شد و بصحرا افتاديم صحراى سنگلاخى بود مجد الدّوله و امين خلوت و ساير عمله‌جات