ناصر الدين شاه قاجار
136
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
گرفته سرازير ميآمدند و بعد كمكم متفرّق ميشدند و در صحراها مىكشتند عصر باز مراجعت بغار ميكردند روز چهارشنبه هيجدهم امروز عيد غدير است و در منزل مانديم صبح در سراپرده جناب امين السّلطان و شجاع السّلطنه سردار و ساير صاحبمنصبان نظامى و عملهء خلوت بحضور آمدند بعد امير خان سردار ميرزا موسى خان پيشكار والى پشتكوه لرستان را بحضور آورد مرديست ريش بلندى دارد از طايفهء رشى مو است آدم زرنگى به نظر ميآمد امروز را تا شب در منزل مانديم و سوار نشديم دو ساعت بغروب مانده رفتيم بيرون سراپرده جناب امين السّلطان هم حضور داشت محمّد حسينخان رئيس اصطبل توپخانه به قدر صد صد و بيست رأس از اسبهاى توپخانه را كه در نهاوند است بحضور آورده سان داد اسبهاى خوب چاقى بودند روز پنجشنبه نوزدهم امروز بايد برويم بسراب كيان يعنى بجهته سياحت و تماشا رفته عصر مراجعت ميكنيم صبح زود برخاسته سوار شديم امير خان سردار هم چون اينجاها را بلديّت دارد در ركاب ما سوار شد و مرط آدم او كه تركمان است همه جا از جلو ما راه را بلدى ميكرد از درّه نهاوند به طرف صحرا رانديم شهر نهاوند هم دست راست افتاده امّا خيلى دور است يكراهى هم از دامنه ميرفت كه خيلى خوب و خلوت بود لكن ما براهنمائى مرط از اين راه رفتيم از تپّهء بالا رفته جلگهء ديگرى پيدا شد كه دهات نهاوند