ناصر الدين شاه قاجار

107

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

سكّوئى بسته است عليخان با اينكه هشتاد الى نود سال دارد و مرد خوش بنيّهء زنده‌دلى است در مراجعت يكراهى ديگر وراى راهى كه صبح آمده بوديم پيدا كرديم كه از بغلهء كوه ميرود و از همان راه بغله رانديم كه ده ونّائى خيلى دور از اين راه در دست چپ ميماند آمديم تا رسيديم به جائى كه درختهاى بادام زياد داشت از آنجا گذشته وارد منزل شديم و بعد از ورود به منزل سارى اصلان و حسينقلى خان و شجاع السّلطنه سردار را بحضور خواسته بعضى فرمايشات فرموديم و رفتند روز پنجشنبه پنجم امروز بايد برويم بسرچشمهء كرتيل دو ساعت و نيم از دسته گذشته سوار شديم جناب امين السّلطان را هم گفتند از ديشب حالتش به هم خورده تب كرده و استخوانهايش درد مىكند وقتى كه سوار ميشديم امير خان سردار كه از بروجرد آمده است و ساعد الدّوله و امير آخور و مجد الدّوله دم در حاضر بودند بعضى فرمايشات با آنها فرموده سوار شديم و همه‌جا از ميان اردو آمده از ده كفشگران كه مال رضا خان پسر كريمخان گودرزى است و در دست راست راه واقع بود گذشتيم همه‌جا صحرا حاصل زراعت بود آمديم افتاديم بدست چپ و دامنهء كوه از اينجا باز تا سرآب كرتيل به قدر يكفرسخ و نيم بلكه متجاوز راه بود كه تمام اين راه را از آفتاب عبور كرديم دهات و