ناصر الدين شاه قاجار

108

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

آباديها همه در دست راست افتاده‌اند ده توزه‌زن كه مال شاهزاده خانم زوجهء مظفّر الملك است در دست راست از دور پيدا بود جلال الدّوله هم به قدر يك فرسخ دور از اردو در بيدستانى در ده توزه‌زن چادر زده منزل كرده است خانهاى رعيّتى توزه‌زن را روى تپّه مشرف بهم تا سر تپّه ساخته و سر تپّه يك قلعهء بسيار محكم معتبرى بنا كرده‌اند كه چندان بزرگ نيست امّا خيلى مرتفع و محكم و آباد است كه اگر توپ نباشد مشكل است كسى بتواند اين قلعه را مفتوح كند تقيخان احتساب الملك عرض ميكرد تالار آينه‌كارى هم توى اين ده دارد خلاصه رفتيم تا رسيديم بسراب كرتيل آسيائى دارد و درخت گردوى زيادى اطراف چشمه كاشته‌اند كه مثل جنگل شده است تپّهء بود كه نهرى از سرچشمه سوا كرده آورده‌اند روى اين تپّه و درخت بيد كاشته‌اند چادرپوشى بالاى آن تپّه زير درختهاى بيد براى ما زده بودند آب از اطراف چادر ميگذشت هواى خوش و چشم‌انداز خيلى خوبى داشت بسيار جاى باصفائى است آمديم بچادر و نهار خورديم از روى اين تپّه اينقدر دهات پيداست كه حساب ندارد و نميتوان همه را نوشت يكى ده اشترنيان است كه خيلى بزرگ است و خانهاى خوب مثل عمارات شهرستان دارد باز ده بزرگى ديگر در همان نزديكى اشترنيان است كه اسمش كاطاهر و مال حاجى محمّد حسين خان است كه سابقا ايشيك آقاسىباشى ما بود و حال مال ورثهء اوست يكده بزرگ