ناصر الدين شاه قاجار

106

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

درختهاى بيد كاشته توى درّه هم اشجار بيد زيادى دارد خيلى جاى خوب باصفائيست آبش هم سرد و گواراست پنج شش چشمه است كه از زير سنگ بيرون ميآيد كه رويهم به قدر شش هفت سنگ آب دارد و سرازير شده صدا مىكند از منزل تا اينجا تقريبا دو فرسنگ راه است آفتاب‌گردان زيادى براى ما و ملتزمين ركاب زده بودند و نهار گرم حاضر كرده بودند نهار خورديم اعتماد السّلطنه حاضر بود و روزنامهء اروپ خواند بالاى اينكوه بمسافت يكميدان از چشمه غارى است كه وضع آن خالى از غرابت نيست امّا راه سختى دارد شاه پلنگ خان و اديب الملك و على آقا رفته بودند توى غار را تماشا كرده آمده بودند از وضع آن تعريف ميكردند كه طاق بسيار بلندى دارد بارتفاع شمس العماره و جاى عجيبى است امّا توى غار آب ندارد مجد الدّوله هم ديروز رفته بود توى اين غار را تماشا كرده بود خلاصه بعد از نهار به قدر يكساعتى استراحت كرديم و تا دو ساعت و نيم بغروب مانده اينجا بوديم چاى و عصرانه خورده چون راه دور بود و بايستى زودتر مراجعت كنيم سوار شديم و رفتيم تا رسيديم بونّائى ده ونّائى سه قسمت است قسمت عمده‌اش مال شاهزاده خانم دختر احتشام الدّولهء مرحوم است يكقدرى از آن هم مال لطيفخان سرهنگ است و يك قسمت جزئيش هم مال عليخان گودرزى غلام پيشخدمت است اين چشمهء سفيد و اراضى محوّطهء آن هم مال عليخان است و خودش هم