ناصر الدين شاه قاجار
103
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
توقّف و استراحت كرده از درّه آمديم بالا بالاى تپّه كه رسيديم كالسكه حاضر بود سوار كالسكه شده رانديم تا نزديك منزل نزديك منزل دوباره سوار اسب شديم و از بالا دست چادرهاى خودمان آمديم تا دم چادر جناب امين السّلطان پياده شديم جناب امين السّلطان بحضور آمد و همينطور با امين السّلطان فرمايشكنان رفتيم بسراپرده حاجب الدّوله هم حاضر بود بعضى فرمايشات فرموديم و رفتند چادر ما را كنار رودخانه و آبى كه از ونّائى ميآيد زدهاند هواى اينجا خيلى خوب و معتدل است انشاء اللّه چند شبى خيال داريم اينجا بمانيم حكيم بكمز عماد الأطبّاء روزى كه وارد بروجرد ميشديم از كالسكه افتاده و قلم پايش را كالسكه خرد كرده و بجهته معالجهء پاى خود در بروجرد مانده است تا بيست روز ديگر هم مشكل است بتواند حركت كرده بيايد روز سهشنبه سيّم ديشب سارى اصلان و مير شكار و كشيكچىباشى و حسينقلى خان والى را خواستيم بحضور آمدند بميرشكار و سارى اصلان حكم شد صبح بروند بالاى كوهى كه مشرف بصفحهء لرستان است هم خرس يا شكار ديگر پيدا كنند و هم راه را بهبينند چطور است كه خودمان هم برويم بالاى كوه و صفحهء لرستان را تماشا كنيم