ناصر الدين شاه قاجار

101

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

بودند اوّل كه سوار شديم طرف دست راست باغى ديديم پرسيديم از كى است عرض كردند مال اكبر ميرزاى پسر مرحوم خانلر ميرزاى احتشام الدّوله است كه خانه و مسكن او همانجا است از آنجا گذشته بكوچهاى شهر افتاديم كوچها همه سنگ‌فرش است رسيديم بيك محوّطهء كه جمعيّت زيادى ايستاده بودند چون ما نزديك شديم بصداى بلند بناى دعا و صلوات فرستادن گذاشتند بقسمى كه اسب ميخواست رم كند از آنجا از اسب پياده شده پياده آمديم براى مسجد شاه ديگر محوّطه و ميدان و بازارى در اين راه نبود همه‌جا از كوچها رفتيم تا رسيديم بدر مسجد كه در دست راست واقع بود داخل مسجد شديم حياط بزرگى دارد شبيه است به مسجد شاه طهران و اين مسجد هم از بناهاى خاقان مغفور فتحعلى شاه است قدرى مرمّت لازم دارد بامير خان سردار فرموديم هزار تومان از ماليات خرج تعمير مسجد كند توى صحن مسجد جمعيّت زيادى از علماى بروجرد كه جناب آقا سيّد هبته اللّه و اتباع او و جمعى ديگر بودند حضور داشتند آمديم زير گنبد كفش كنده داخل مقصوره شديم گنبد بسيار بزرگ عالى دارد خيلى مسجد خوبى است نماز خوانده بيرون آمديم و باز پياده مراجعت به منزل كرديم هوا خيلى گرم است چنان كه در راه عرق زيادى كرديم