ناصر الدين شاه قاجار
مقدمه 9
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
نفوذ و استيلاى آنها تا بين النّهرين مقرّ خلافت عبّاسى نيز رسيد و از مقام خلافت ، لقب « سلطان العراقين » به آنان اعطا گرديد كه با وضع آنها مناسب به نظر ميرسيد . از اين لقب اينطور فهميده شد كه مقصود از عراق دومين ايالت جبال است يعنى همانجا كه مقرّ سلاطين سلجوقى بود از اينرو مردم براى اينكه با عراق اصلى اشتباه نشود آنجا را عراق عجم ناميدند . « 1 » در زمان ياقوت كلمهء عراق عجم اصطلاح جديدى بوده است ولى از آن زمان ببعد عراق عجم بجاى منطقهء جبال به كار رفته است تا اينكه در قرن هشتم حمد اللّه مستوفى در نزهت القلوب از عراق عجم رسما ياد نموده و مشخّصات آن را ذكر مينمايد و اصولا هيچ كجا نام جبال را به كار نبرده است و از اينرو ميتوان چنين انديشيد كه ظاهرا پس از حملهء مغول نام ايالت جبال به ايالت عراق عجم تغيير نموده است . وسعت عراق عجم : حمد اللّه مستوفى وسعت عراق عجم را در قرن هشتم هجرى چنين مينويسد : « طولش از سفيدرود تا يزد 160 فرسنگ و عرض از جيلانات « گيلان » تا خوزستان 100 فرسنگ است » و از چهل شهر در اين محدوده نام ميبرد . در اواخر قرن سيزدهم هجرى جغرافياى جهاننما وسعت عراق عجم را 5550 فرسخ مربّع ذكر مينمايد . « 2 » كه حدود 200000 كيلومتر مربّع را شامل ميگردد و در اين صورت عراق عجم مساحتى را برابر با 8 / 1 كلّ
--> ( 1 ) - لسترنج ، جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، ترجمهء محمود عرفان . صفحهء 201 . ( 2 ) - فلوغون را فائل ، جغرافياى « جهاننما » چاپ 1297 قمرى ، تهران ، قطع جيبى ، صفحهء 30 .