ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1737
سفرنامه شاردن ( فارسى )
اجازه رفتن به وى مرحمت فرمود . ماجرا از اين قرار بود : يك روز كه شاه و زنانش از برابر كاخى كه اقامتگاه صاحب كوچك بود مىگذشتند ، او در حالى كه هدايايى در دست داشت و در گذرگاه شاه پارچههاى زربفت گسترده بود ، او و همراهانش را به خانهاش دعوت كرد . پس از اين كه پادشاه با اسب از روى آن پارچههاى گرانبها گذشت نوكران صاحب كوچك بر پاى اسب شاه معادل ده هزار اكو سكههاى طلا و نقره نثار كردند . ايرانيان وقتى بخواهند از پادشاهى با نهايت شكوه و جلال پذيرايى كنند ، چنين مىكنند . در اواخر همين سال 1668 هيأتى از پيروان فرقهء كاپوسن ايتاليايى از سوى انجمن ارشاد رم وارد ايران شد . عدهء افراد اين هيأت شش نفر مشتمل بر دو كشيش و چهار نفر ديگر بود . هيأت مذكور كه رئيسشان پراتين دامريا Pere Etienne d'Ameria نام داشت مأمور گرجستان بود ، و از سوى پاپ نامهاى به اين مضمون براى شاه آورده بود : پادشاه توانمند و نامى ايران ، ما همواره براى شما شكوه و شادمانى و تندرستى از خداى بزرگ مسألت مىكنيم . رأفت و محبتى كه پروردگار مهربان به كرم عميم خود به رؤساى روحانى مذهب مسيح ارزانى داشته و در دل آنان متمكن كرده ، مانع آنست كه هرگز انجمن يا جمعيتى را بيگانه شمارند ، و نيّت و عملشان مصروف بر اينست كه بىكمترين تفاوت بر عموم ، رحمت الهى را براى جمله خلقان از آستان پاك و لا يزال حضرت احديّت به تضرع بخواهند . آنان از هيچ فرقه و هر مذهب كه باشند روى برنمىتابند و دورى نمىجويند و همواره ، عدالت ، نصفت ، مهربانى ، و همه فضايل انسانى را به ديدهء تكريم و تحسين مىنگرند . از اين رو رؤساى روحانى كه پيش از ما زيستهاند همواره نسبت به شهرياران ايران كه وجودشان به كليهء فضايل انسانى آراسته بوده به نظر احترام مىنگريستهاند . ما نيز شما را كه آوازهء رأفت و صفتهاى پسنديدهتان در اقطار زمين ساير است از صميم دل دعا مىكنيم ، و به استظهار مراحم و مكارم ملوكانه تمنا مىكنيم ابهاتين و همراهان او را كه به سفر گرجستان مىروند در پناه رحمت و احسان خويش بگيريد . چنان كه دل روشن شما آگاه است سائق اينان بدين سفر امور مادى و دنيوى نيست ، و سوداى سوداگرى در سر ندارند ، بلكه به اميد تصفيه روانها از آلودگيها ، و تشويق مردم به توجه داشتن به امور معنوى و اخروى رنج اين سفر دورودراز را تحمل