ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1738
سفرنامه شاردن ( فارسى )
كردهاند . از اين رو از كرم عميم آن اعليحضرت توقع و انتظار داريم كه پراتين و همراهانش را از بدخواهى و آزار روافض يونانى در پناه رأفت و رحمت خويش بگيرند تا با خاطر آسوده به مقصد برسند ، و با خيال راحت به انجام دادن مأموريت دينى خود بپردازند . همچنين از عنايات كامل و بىكران آن اعليحضرت عادل و باذل توقع داريم كه از حمايت خود نسبت به كاتوليكهايى كه در آن كشور وسيع و توابع آن سكونت دارند ، دريغ نفرمايند . ما نيز متقابلا پيوسته به صدق و ارادت از پروردگار بزرگ مسألت داريم كه ضمير منير آن اعليحضرت را همچنان به انوار الهى روشن بدارد ؛ ذات مبارك را از انواع نعمتها بهرهمند كند ، و دائم بر رونق و شكوه و جلال آن شهريار مفخم بيفزايد . فرستاده از رم در سنت مارى ماژر Sainte Marie Majeure بندهء گنهكار دهم مارس 1668 نخستين سال خلافت . در صفحات پيش برخى از اعمال ناهنجار قبيلهء قزاقها را كه در صفحات ساحلى درياى خزر مرتكب شده بودند به شرح آوردم ، و تفصيل ورود نمايندگان آنان را به دربار ايران ، و عدم اعتماد وزيران و درباريان را به گفتههاى ايشان بازنمودم و گفتم كه وزيران و درباريان بر اين گفتگو بودند كه سراسر سخنان آنان دروغ و ساختگى مىباشد ، و اكنون به بحث دربارهء دومين حملهء آنان در همين سال 1668 مىپردازم . هنگامى كه ميان بزرگان و درباريان بر سر دوست يا دشمن بودن آنان اختلاف نظر وجود داشت با اين كه نمايندگانشان به گرمى و مهربانى پذيرفته شده بودند و با وعدههاى مساعد و خوش رضامند و با نهايت شادمانى بازگشته بودند افرادشان افزون بر اين كه برخى نقاط ساحلى بحر خزر را به باد غارت داده بودند در انديشه حمله به تمام سرزمينهاى ساحلى و ولايات شرقى بودند . آنان بدين منظور از ساوا Sava گذشتند و رو به ولايات سواحل شرقى درياى خزر نهادند و پس از اين كه هفتاد فرسنگ پيش رفتند بىآنكه از خشكى ديده شوند خود را به فرح آباد مركز ايالت مازندران رساندند . در آن جا روزها به بازار مىرفتند و مانند كسانى كه از خريد و فروخت ، و امور سوداگرى كاملا ناآگاهند در داد و ستد هر دوكاى طلا را پنج شاهى برابر بيست و پنج سو حساب مىكردند . ماهوت انگليسى را هرگزى چهار عباسى مىفروختند . پنج روز كارشان اين بود . بازاريان كه از اين نوع معامله سود سرشارى