ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1721
سفرنامه شاردن ( فارسى )
تازهاش سليمان ناميد . حاضران به شنيدن اين نام مانند مراسم تاجگذارى اول ان شاء الله گفتند ، و براى شاه حشمت و شوكت و سلامت سليمان را آرزو كردند . زيرا لفظ سليمان در زبان فارسى به مفهوم سليمان پيغمبر و پادشاه عبريان مىباشد ، و به معنى صلح و آشتى است . تازيان آن را سليم تلفظ ، و آرام ، ملايم ، صلحجو تعبير مىكنند ، و دور نيست نام سولون قانونگزار معروف نيز از كلمهء سليمان گرفته شده باشد . به سخن ديگر سليمان در زبان فارسى ، سليم به لسان تازى و تركى ، و سلن به زبان يونانى كلمهاى واحد است كه با مختصر تفاوت تلفظ مىشود . بارى ، خطيب خطبهاش را با نهايت فصاحت و بلاغت به پايان برد . آن گاه حاضران يكايك به پاىبوسى شاه مفتخر شدند ، و به جاى خود نشستند . مراسم جشن تجديد تاجگذارى تا ظهر به طول انجاميد ، به هنگام چاشت شركت كنندگان در مراسم جشن با صرف شيرينى كه در ظروف طلا جا داده بودند پذيرايى شدند ، و به سبب بيمارى شاه از غذايى كه با گوشت تهيه شده باشد خبرى نبود . مقارن اين احوال نواى موزيك در ميدان شاه به ترنم درآمد ، و بدينسان همهء مردم پايتخت از تجديد تاجگذارى شاه باخبر شدند . آن روز پايتخت غرق سرور و شادى بود ، و شب هنگام از چراغانى چون روز روشن مىنمود ، و حكم شد دكانها را همه شب باز بگذارند تا از نور چراغ آنها كوىها و بازارها روشن گردد . در همان روز چندين هزار سكه به نام تازهء سلطان ضرب ، و مهرها را به نام وى كردند . همچنين محمد صالح منجم برادر منجمباشى دربار مأمور شد به همه مأموران از هر درجه و مقام كه باشند علّت تجديد تاجگذارى و تغيير نام شاه را به وسايل مقتضى توضيح ، و فرمان دهد از اين پس شاه را به نام جديدش سليمان خطاب كنند ، و نام صفى را كه براى شاه نامبارك بوده بر زبان نياورند و هر جا ببينند حك كنند . محمد صالح از اين مأموريت سود بسيار برد زيرا حكام و صاحبمنصبانى كه از زبان او اين خبر را مىشنيدند به نسبت مقام و شخصيت خود به رسم مژدگانى هديتى به او مىدادند . خرافات و اوهام چنان بر جان و انديشهء شاه حكمروا شده بود كه بنا به تشويق درباريان متملّق در همان روز به نام جديدش براى حكام بزرگ و معاونان آنان ، و صاحبمنصبان مهمّ سراسر كشور رقم و خلعت فرستاد . گفتى پادشاهى نو به تخت سلطنت برآمده است .