ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1722
سفرنامه شاردن ( فارسى )
درباريان فقط به خاطر خوشامد شاه و جلب نظر و رضاى او به چنين اعمالى مبادرت مىورزيدند ، و گرنه به نظر من چندان ناقص عقل و ناآگاه نبودند كه اين كارهاى نابخردانه و دور از منطق را كه در هيچ زمان و در هيچ كشور و هيچ تاريخ سابقه نداشته جدى تلقى كنند . شاه چنين مىپنداشت پس از انجام يافتن اين مراسم از شدت بيماريش كاسته شده و حالش رو به بهبود نهاده است . شگفت اين كه بر اثر همين تلقينات اميد آفرين ، يا مصرف دواهايى كه طبيبان تجويز مىكردند مزاجش به صحت و سلامت نزديك شده بود . اما اوضاع كشور همچنان آشفته و پريشان بود . از يك سو خبر تجاوز دشمنان از هر سو به اصفهان مىرسيد ، و از سوى ديگر نمايان شدن ستارهء دنبالهدار در آسمان ايران وحشت عظيمى در دلها افگنده بود . منجمان ستاره دنبالهدار را نيزك Nyzek كه معنى نيزه كوچك است مىنامند ، زيرا به نيزه شبيه است . ايرانيان مانند ما اروپاييان به هر دسته از اجرام سماوى اسمى عام نمىنهند ، بل كه هر يك را به نامى خاص و متناسب با شكل آن مىخوانند . آنان از ديدن آن پديده در شگفت مانده مىگفتند هرگز نه چنان چيزى ديدهاند و نه وصفش را شنيدهاند . سر ستارهء دنباله دار چنان در سمت مغرب پنهان شده بود كه ديده نمىشد . ضمن شرحى كه دربارهء ستارهء دنبالهدار و اصول تنجيم در ايران نوشتهام شكل ستارهء دنبالهدار را موافق رصدى كه روز هفتم مارس ، دومين روز ظهور اين جرم فلكى بسته شده آوردهام . اما از رصد بندييى كه ساعت هفت بعد از ظهر روز دهم ماه مه وسيله منجمباشى دربار در اصفهان بسته شده ذكرى نكردهام ، بنابراين مناسب است به آن اشاره نمايم . حاصل اين كه در جانب جنوب نمايان شد طولش سى درجه و سى و دو دقيقه ، و عرضش به طول مساوى در همه جا سى درجه ، و رنگش سرخ مايل به زرد بود . بالاترين قسمتش به انحناى صورت جبار Orion وسط اريدان Eridan مايل ، و طولش از برج حمل هفتاد و دو درجه ، و عرضش از مدار زمين سه درجه بود اما كوتوس Coetus انتهاى پايينش كه مجاور اعوجاج صورت جبار بود چهل و يك درجه و سى دقيقه طول و شش درجه عرض داشت . همه منجمان در تقويمهاى آن سال خود ظهور ستارهء دنبالهدار را پيشبينى كرده بودند و نمايان شدنش را نشان بروز جنگ ، كشتار ، خونريزى ، شورش ، آتشسوزىهاى مهيب ، بيماريهاى خطرناك ، انقلابات بيمانگيز و بنيانكن ، كوتاه