ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1690
سفرنامه شاردن ( فارسى )
داشتهاند و به نفع آنان در ايران جاسوسى مىكردهاند . اينان به وسيلهء كاروانهايى كه معمولا در فصل بهار بيش از مواقع ديگر به هند رفت و آمد مىكنند ، اطلاعاتى از ايران به دربار اورنگ زيب پادشاه هند مىفرستادند . به وى نوشته بودند اكنون هنگام حمله به ايران فرا رسيده و هيچ مانعى براى پيشرفت سريع و قطعى هنديان تا اصفهان پايتخت ايران وجود ندارد . زيرا بر اين كشور پادشاهى جوان و جبان ، بىتجربه مستغرق در شهوترانى و بادهنوشى و زنبارگى حكومت مىكند ، و فرمانده كل سپاهيان ايران پيرمردى فرتوت است كه توانايى لشكركشى و جنگيدن ندارد . ديگر وزيران نيز جملگى نادان ، بىكفايت ، نالايقند ، افزون بر اين همه از شاه خود بيزارند . سراسر كشور را گرانى و قحطى مهيبى فراگرفته ، همه چيز كمياب و بسيار گران شده ، مردم پايتخت از اين جهت و آشفتگيها و نابسامانيهايى كه دامنگير خلق شده ، و بيدادى كه برآنان مىرود سخت در رنج ، و خشمگيناند ؛ و جز اينها شنيده مىشود كه ايران از همه سو در معرض تهاجم دشمنانش قرار گرفته است . جاسوسان هندى براى اين كه چهرهء پادشاه و وزيران و فرمانده قشون ايران را به دربار هند بشناسانند تصوير آنان را كه نقاشى در برابر گرفتن حق الزحمه زياد كشيده بود ، همراه نامه خود فرستاده بودند ، و همين موجب برملا شدن توطئه و كشف اسرار جاسوسى آنان شد . توضيح اين كه شش هفته پس از عزيمت كاروان غلام بچهء نقاش بر اثر شكنجه بسيار شديدى كه اربابش بر او وارد آورده بود به قصد انتقامجويى گريزان به خانهء سردار كل رفت و به خادمانش گفت حرفى دارد كه بايد شخصا در خلوت به على قلى خان بگويد . كسى به او نپرداخت . سردار كل بارها و بارها با گروهى از بزرگانى كه به ملاقاتش آمده بودند بر او گذشت اما هرگز با او حرف نزد و از رازش نپرسيد . سرانجام سماجت و سرسختى غلام بچه قلى خان را ناچار كرد كسانى را به تحقيق مأمور كند . غلام بچه در جواب پرسشهاى آنان گفت راز خود را جز به سردار به كسان ديگر افشا نمىكند . چون على قلى خان از خوددارى غلام بچه آگاه گشت از سر ناچارى طفل را در خلوت نزد خود خواند و غلام بچه به دو خبر داد خداوندگارش كه صورتگرى استاد و چربدست است در برابر گرفتن مبلغى كلان تصوير شاه و وزيران را كشيده و با نام تمام درباريان به جاسوسان هندى داده است . آنان تصاوير را در جامه سه درويش دوختهاند و همراه كاروان به هند فرستادهاند . همچنين شاهد نامههاى زيادى بوده كه همراه همين سه درويش و