ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1665

سفرنامه شاردن ( فارسى )

اوست . شاه همين كه از ورود هيأت وزيران و درباريان آگاه شد دستور داد ميرزا - صالح و ميرزا كوچك در يكى از عمارات دولتى نزديك حرم مقدس قم تحت نظر باشند و تا پايان عمر به شكرانهء اين كه پس از مرگ شاه فقيد كشته نشده‌اند در آن جا به دعاگويى ذات ملوكانه ، و دوام دولت و سلطنتش بپردازند ، و ميرزا معصوم پسر صدر اعظم و متولى آستان حضرت معصومهء قم تمام دارايى اين دو طبيب را ضبط و صورت بردارى كنند و به دربار بفرستند . شاه براى گذران معيشت ساليانهء آن دوبيست هزار اكو معلوم و مقرّر فرمود كه اين دو بايد تا پايان عمر در آن عمارت زندگى كنند ، از آن جا بيرون نشوند ، و به آن وجه قناعت كنند . هيأت دولت يك هفته پس از صدور اين حكم ، و سه هفته بعد از تاجگذارى وارد اصفهان شدند . وزيران و درباريان به طور نامنظم يكى پس از ديگرى با خاطر آشفته و دل ناشاد به پايتخت مىرسيدند ، و به ترتيب ورود براى عرض تعزيت از فقدان شاه فقيد ، و اظهار تهنيت به مناسبت تاجگذارى شاه در دربار حضور مىيافتند ، ولى هيچيك آنان از تصميم شاه دربارهء خود آگاه نبود ، و نمىدانست به مقام خويش به جا مىماند يا نه . به هر روى همه طبق رسوم قديم در برابر شاه به زانو درآمدند و بر او سجده بردند . مباركباد گفتند و به خود نويد ترفيع منصب مىدادند . شاه به هر يك آنان كه زمين مىبوسيد و تهنيت مىگفت خلعت مىداد ؛ و دادن خلعت نشان اعتماد پادشاه به كسى است كه خلعت گرفته است ، و اگر يكى از بزرگان به هنگام تاجگذارى شاه نو از گرفتن خلعت محروم مىماند نبايد در دربار حضور يابد ، و اگر در آن جا ظاهر گردد كشته يا به سختى عقوبت مىشود . بنا به اقتضاى اين رسم خلعت سنگين و گرانبهايى منضم به يك قبضه خنجر گوهرآگين براى خواجه آغا مبارك كه با صراحت و حرارت و جرأت بسيار از پادشاهى يافتن حمزه ميرزا جلوگيرى ، و براى سلطنت صفى ميرزا تلاش كرده بود فرستاد . همه درباريان بر اين گمان بودند كه وى پاداش اين خدمت بسيار بزرگ صاحب يكى از مقامات عالى مىگردد ، اما همواره از قبول مشاغل مهم خوددارى مىورزيد و تنها تصدى امور مربوط به مادر شاه را پذيرفت . بارى ، تهنيت گويى درباريان و بزرگان چند روز پياپى به طول انجاميد ، و بزرگان دربار جمله جمع آمدند . در گردهمايى نخستين جملگى خلعت خويش را