ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1400
سفرنامه شاردن ( فارسى )
كه اين دروازه به دستور اين امير ساخته شده ، امّا به عقيدهء من چون مفهوم اين كلمه مركب كويى است كه جمعى از مردم در آن سكونت دارند ، قول نخستين صائبتر و به حقيقت نزديكتر مىباشد . دروازهء حسنآباد در آخر بازارى بزرگ و طولانى كه آخر آن منتهى به بازار ديگرى است ، و آن نيز به بازارى ديگر پيوسته است ، واقع است . اين بازارها كه تقريبا در طول هم قرار دارند و يكى مىنمايند تا آخر شهر امتداد دارند . يعنى در سراسر طول شهر از دروازهء حسنآباد تا دروازهء طوقچى كشيده شده است . چنان كه پيش از اين اشاره كردهام بازار جاى بازرگانى و خريد و فروخت ، و عبارت از كوچههاى بزرگ و درازى است كه سقف آنها پوشيده شده ، و در آنها جز دكان ساختمانى نيست . عريضترين بازارها چهارده يا پانزده پا پهنا دارد ، و برخى از آنها بسيار باشكوه و زيباست . آسمانهء بيشتر بازارها با آجر پوشيده شده ، سقفشان ضربى است ، و بعضى جاها داراى گنبد است . روشنايى اين بازارها از منفذهاى بزرگى است كه در سقف تعبيه شده است ، همچنين از نورى كه از كوچههاى متصل به بازار به درون آن مىتابد ، تأمين مىگردد . بنابر اين در تمام فصول سال هر كس مىتواند بىآنكه از زحمت گل و لاى ، يا باريدن برف و باران ، يا تابش شديد آفتاب و نظاير اينها بينديشد از راه بازار پياده از يك سوى شهر به طرف مقابل برود . يگانه عاملى كه مايهء ناراحتى و دردسر رهگذران مىباشد تنگى بعضى از بازارهاست كه بر اثر كثرت آمد و شد جمعيت ، عبور از آن آسان نيست . من شرح و وصف اصفهان را از چهار دروازه كه رو به سوى خاور دارند ، و بناهاى عظيم و باشكوهى كه در حدّ فاصل ميان اين دروازهها و ميدان پهناور و بزرگ شاه است شروع مىكنم . نخست از دروازهء حسن آباد سخن مىگويم ، سپس از جانب باختر به سوى خاور پيش مىروم ؛ پس آنگاه از مغرب به جانب شمال قدم جلو مىنهم . در بيست قدمى اين دروازه دو كوچه است كه به مدرسهء بزرگى مىپيوندد .