ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1401

سفرنامه شاردن ( فارسى )

يكى از اين دو ، كوچهء منشى الممالك نام دارد ، و اين نام از آن يافته كه سراسر يك طرف كوچه را شخصى به نام ميرزا رضى كه سالى چند شاغل منشىگرى بوده عمارت كرده است . تا پنجاه سال پيش زمينهاى اين منطقه به گورستان اختصاص داشته ، چون سال به سال بر جمعيت اصفهان افزوده مىشده و به خاك سپردن مردگان در آنجا مصلحت نبوده ، شاه آن زمينها را به ميرزا رضى منشى الممالك بخشيده تا در آن عمارت كند . وى بدين كار آغاز نهاده ، يك بازار ، يك كاروانسرا ، يك مسجد ، يك حمام ، يك قهوه‌خانه در آن برآورده است . قهوه‌خانه همان‌جايى است كه انگليسيان بدان كافى هوس CoffeHeus مىگويند . رسم ايرانيان بر اين است همين كه ثروتى به دست آوردند خانه‌اى براى خود مىسازند . پس آن‌گاه قسمتى از ثروتشان را به ساختن بعضى مستغلات سودآفرين همانند آنچه قبلا بدانها اشاره كرده‌ام اختصاص مىدهند ، تا از اين راه از درآمدى پابرجا و قابل اطمينان نصيب يابند ؛ و اگر در اطراف خانه‌شان زمينى در اختيار داشته باشند مستغلات خويش را در آن برپا مىكنند . ايرانيان از سكونت كردن خانه‌اى كه پدرشان در آن درگذشته بر اطلاق به شدت اكراه دارند ؛ زيرا بر اين باورند كه اين كار به جهاتى خلاف اصول انسانى است ، و از روى ديگر بدشگون است . افزون بر اين چون مردم مشرق زمين عموما بر اين باورند كه مال پيوسته در معرض زوال و فناست ، به هيچ كس وفا نمىكند ، و آسان دست به دست مىگردد ، مىكوشند از دارايى خود به سزا بهره برگيرند ، و به خوشى و شادمانى روزگار بگذرانند . آنان به خود تلقين مىكنند و بر زبان مىآورند كه خانهء پدر چون بزرگ يا كوچك است به هر روى براى سكونت پسر مناسب و قابل استفاده نيست ، و بدين عذر براى خود خانه‌اى مىسازند ، يا خانه‌اى موافق دلخواه خويش مىخرند ، و بدين‌سان آتش هوس خود را فرو مىنشانند . اين عادت همگانى شاعر را بر اين انديشه واداشته كه در اين معنى بگويد : هر كه آمد عمارتى نو ساخت * رفت و منزل به ديگرى پرداخت وان دگر پخت همچنان هوسى * وين عمارت به سر نبرد كسى « 1 » ايرانيان پس از اين‌كه براى سكونت خود خانه‌اى ساختند چنان كه پيش از اين آورده‌ام به ساختن بازارچه مبادرت مىورزند تا دكانهاى آن را به اجاره دهند .

--> ( 1 ) - از ابيات مقدمه گلستان شيخ اجل سعدى است .