ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1312
سفرنامه شاردن ( فارسى )
عامهء مسلمانان بر اين اعتقادند كه يك زن با ايمان نبايد حتى مردى را كه ممكن است شوهر او شود ببيند ، و نيز از ديدن پسر عموها يا برادر شوهرهاى خود بايد جدا خوددارى كند ؛ و چون زنان بر اطلاق بجز همسر و پسران خود و به ندرت برادرانش هيچ مردى را نبايد ببيند ، سخت دشوار است كه به هوسهاى جنسى آنان پى برد . اما آنچه يقين است اين است كه مقتضيات طبيعى سرزمينى كه در آن زندگى مىكنند ، يعنى شرايط هواى گرم و خشك بسيار چيزهاى ناگفتنى به ايشان مىآموزد . امّا آنان به منظور حفظ حيثيت و نيكنامى خويش هرگز تسليم هوس و آلودگى نمىشوند . و گرنه نشانههايى عريان از وجود هوس در ضمير زنان مشاهد مىشود . نتيجه اين كه سخت دشوار است از واقعيت آنچه در حرم يا جايگاه سكونت زنان مخصوصا در حرمسراى پادشاه كه در حقيقت مكانى ناشناخته و اسرارآميز است ، اطلاعات كامل و درستى به دست آورد . در مدت دوازده سال دوران سفرهايم در ايران جهد بسيار كردم كه در اين مورد اطلاعات جامع و درستى به دست آورم . و بر اين باورم كه حاصل تحقيقات من از كليهء اطلاعاتى كه جهانگردان پيش از من در اين زمينه تحصيل كردهاند بيشتر و دقيقتر است . با وجود اين با سبكروحى اقرار و اعتراف مىكنم با اين كه كنجكاوى و پرس و جوى زياد كردم جز آنچه در سطور زير ياد مىكنم نتوانستم به مطالب ديگر دست يابم . اما همين مختصر كاملترين اطلاعاتى است كه دربارهء حرمسراى پادشاه مىتوان كسب كرد ، و اطمينان كامل دارم كه درباريان مقرب نيز جز اين چيزى نمىدانند . گرچه برخى از خواجه سرايان به برخى از مسؤولان ارشد در مواردى خاص ، بعضى مطالب مىگويند ، اما اين گفتهها مهم و در خور توجه نيست ؛ بعلاوه اين متصديان ارشد چندان راز نگهدارند كه مصلحت را جز به ندرت حرفى از دل بر زبانشان نمىگذرد . پيش از اين نيز به مناسبت در اين كتاب نوشتهام كه حرمسراى شاه داراى زيباترين و باشكوهترين بناهاست ، و چنان آراسته شده كه سلسله جنبان عشقورزى و عشرتجويى است . زيرا شاه بيشتر اوقات زندگيش را در حرمسرا مىگذراند . در مورد نگهبانى و حفظ انتظامات اين مقامات چنين دريافتهام كه همان مقررات و رسوم و سازمان كه در دربار وجود دارد در حرم نيز برقرار است . يعنى