ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1310

سفرنامه شاردن ( فارسى )

كه در آن درآيد . شاه به تغير و تحكم پرسيد مگر مرا نمىشناسى ؟ نگهبان جواب داد : شما را خوب مىشناسم ، شما شاه مردانيد نه سلطان زنان . پاسخ سخته و سنجيده نگهبان در نظر شاه عباس بزرگ سخت عظيم آمد و بازگشت . روز بعد امامقلى خان از آنچه ميان شاه و نگهبان رفته بود آگاه شد . خدمت شاه رفت . خود را بر پايش انداخت ، و به زارى گفت براى اين نگهبان بدبخت از شما پوزش مىطلبم . گناهى عظيم از او سر زده ، و من به مكافات ، وى را از خود مىرانم . شاه او را از زمين برداشت و گفت : نگهبان حرم شما نه تنها هيچ خطا نكرده بل‌كه به وظيفهء خود عمل نموده است . من با مرخص كردن او مخالفت نمىورزم اما ميل دارم او را به من سپارى تا پاداش بدهم . و چون امامقلى خان نگهبان را نزد وى فرستاد شاه او را به حكومت منطقه كوچكى به نام سلطانيه منصوب كرد . محدوديت زندگى زنان ايران از تنگناهاى زندگى زنان همه كشورهاى ديگر بيشتر است ، و به جرأت مىتوان باور كرد كه حرمسراى امپراتور ترك و مغول كبير نسبت به حرمسراى پادشاه ايران به مثابهء جايگاه عمومى است ، و من بر اين اعتقادم كه علت اصلى اين محدوديتها يكى تجمّلات زياد و خيره كننده‌ايست كه حاصل تأثيرات اقليمى منطقهء ايران مىباشد ، و ديگر تعاليم و قوانين مذهبى است كه مرد مىتواند از هر زن به شرط اين كه از آن ديگران نباشد و تحت شرايطى ديگر بهره‌مند گردد . چنان كه پيش از اين به مناسبت اشاره كرده‌ام هواى ايران گرم و خشك و براى ايجاد هيجانها و تمايلات جنسى و عاشقانه كاملا مستعد مىباشد . به سخن ديگر جاذبه مردان نسبت به زنان حاد و جوشان مىباشد . از اين رو حسّ حسادت نيز به شدّت بيشتر از آنچه در كشورهاى همسايه بروز مىكند ظاهر و طارى مىشود . مثلا در كشورهاى عثمانى و هند كه هواى آنها سردتر يا رطوبىتر از ايران مىباشد احساسات و تمنيات عاشقانه در مردان كمتر امكان تجلى مىيابد . اما در ايران چنان كه گفته شد هوا گرم و خشك است ، و گاه درجه حرارت از حدّ مقاومت درمىگذرد هيجانهاى جنسى شديد است ، و من طّى سفرهاى خود بدين واقعيت اعتقاد كامل يافته‌ام كه كلّيهء عادات و آداب و رسوم مردمان مشرق زمين تابع حرارت غريزى بدن آنان و مقتضيات اقليمى است كه در آن زندگى مىكنند . جالينوس نيز بر اين عقيده است كه حرارت بدن مردم هر منطقه تابع تأثيرات محيط زيست آنان مىباشد ، و اين عامل چنان مؤثر است كه مىتوان باور كرد كه كلّيه عادات و رسوم ملتها حاصل