ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1337

سفرنامه شاردن ( فارسى )

تقسيم گردد متصدى آن را صدر موقوفات مىناميدند . موقوفه از كلمهء وقف اشتقاق يافته كه به معنى غير محلّى ، دور افتاده ، پابرجا ، و به عبارت ديگر چيزى است كه نمىتوان در آن تغيير و تبديل به عمل آورد ، و دخل و تصرّف در آن كرد ؛ و در اصطلاح دينى چيزى است كه نذر مسجد و اماكن مقدس و اعمال مذهبى مىشود . اين دو صدر هريك دفتر و محكمه‌اى جداگانه دارد . گرچه مقامشان برابر است ، اما صدر خاصه چون مسؤول و متصدى موقوفات سلطنتى است سازمان مفصل‌تر و دستگاه مجلل‌تر و وسيع‌تر دارد ، و در جمع جاه‌مندان و بزرگان كشور صاحب دومين مقام است ، و در هر مجلس رسمى در طرف چپ پادشاه مىنشيند ، و صدر عامه زير دست وى قرار مىگيرد ، و جاى صدر اعظم در طرف راست پادشاه است . اين هر دو در همه مجالس رسمى حضور مىيابند ، اما معمولا زياد نمىمانند ، و همين كه شاه دستور داد جام شراب را به گردش يا ادوات موسيقى را به نوا درآورند ، آنان از مجلس بيرون مىشوند . زيرا در دين اسلام خوردن شراب و شنيدن موسيقى حرام است . شاه براى اين‌كه آنان مدتى بيشتر در مجلس بمانند از خوردن شراب خوددارى مىورزد ، يا وقت ميگسارى را تغيير مىدهد . سومين شخصيت مذهبى و قضايى شيخ الاسلام است كه از دو كلمهء عربى شيخ و اسلام تركيب شده است . شيخ لقبى است كه رؤساى روحانيت و بزرگان قبايل و طوايف را بدان مىنامند « 1 » ، و اسلام به معنى تسليم و تمكين و حرمتى است كه با حضور ذهن و اعتقاد صافى نسبت به احكام و اوامر خدا رعايت مىكنند . اين كلمه به مفهوم و به جاى دين نيز به كار مىرود ، و اصولا هر دو به يك معنى است . شيخ الاسلام داور همه دعاوى مدنى ، و كليّهء اختلافاتى است كه به نوعى با قوانين مدنى پيوستگى دارد . در كشورهايى كه پيروان دين اسلام بر پيروان ديگر اديان فزونى دارد نخستين داور قاضى است ، و در سازمانهاى روحانى پيش‌بينى شده كه مقام شيخ الاسلام ما دون مرتبت قاضى باشد . چنان كه در كشور عثمانى نيز چنين است . اما چون صاحبان مقام شيخ الاسلامى در دربار به جهاتى اعتبار و نفوذ زياد

--> ( 1 ) نوشته‌اند شيخ هفتاد معنى دارد . از آن جمله است : كثير العلم ، كثير السن ، كثير الاولاد ، كثير السفر ، كثير الهال