ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1336

سفرنامه شاردن ( فارسى )

درباريانش با اين كه در اين باب لب به سخن گفتن نمىگشايند فارغ از اين بحثها ، همچنان به قدرت تمام بر كليّهء امور حكومت مىكنند . به سخن ديگر امور معنوى زير نفوذ امور مادى قرار گرفته و بىهيچ دشوارى جريان دارد ؛ در حالى كه در قرنهاى نخستين پس از ظهور اسلام بر خلاف امروز ، امور مادى زير نفوذ امور معنوى قرار داشت ، و صدرها و جامعه روحانيت بر هر دو حكومت مىكردند ، و جز احكام قرآن هيچ قانونى معتبر نبود . از آن پس امامان دوازده‌گانه كه پسران پس از پدران متعاقب هم امامت يافتند قرآن را تفسير كردند ، و چكيده و نتيجهء آن تفاسير كه فقه اسلامى نام گرفت ، و محتوى قوانين و احكام مدنى و دينى است ، مجموع قوانين كلّى ايرانيان را تشكيل مىدهد . به سخن ديگر قوانين مدنى و دينى ايرانيان به‌هم آميخته است و ميان آنها جدايى نيست . بنا بر آنچه گفته شد صدر در قضاوت كلّيهء موضوعاتى كه با امور معنوى رابطه داشته باشد اختيار نام دارد ، همچنين بر همهء امور موقوفات و چگونگى عمل ناظران آن نظارت مىكند و متصدّى و مسؤول آنهاست . امّا وى رأسا و مستقيما املاك موقوفه را در تصرف ندارد ، و ديوان محاسبات در امور آن اعم از تقسيم و اداره كردنشان دخالت مىكند . با اين همه پيش از آن كه شاه كلّيهء امور موقوفات را به اختيار خود بگيرد صدر و در غيابش معاونش آن را اداره مىكرد . گفتنى است از زمانى كه پادشاه امور موقوفات را در اختيار خويش گرفت در آن آشفتگيها و بىنظميها در وجود آمد ، زير وى به پاداش هديه‌هايى كه به او داده مىشود توليت قسمتى از موقوفات را بر تقديم كنندهء هديه واگذار مىكرد . شاه عباس ثانى به تدبير جلو اين بذل و بخششهاى بىجا و آشفتگيهاى حاصل از آن را گرفت ، و چون اصولا با نفوذ و قدرت صدر در امر موقوفات مخالف بود تصميم كرد اين مقام را به طور كلى از ميان بردارد . بدين منظور هجده ماه پيش از مرگش صدر را به سمت صدر اعظم دربار خود انتخاب كرد و عملا مقام وى حذف شد . اما پسر و جانشينش چون به سلطنت رسيد نقشه و هدف پدرش را پيروى و دنبال نكرد و امور مربوط به صدر را به دو قسمت جداگانه تقسيم نمود و هر قسمت را به يكى از دو صدر سپرد . صدر خاصه مسؤول ادارهء امور خالصهء دولتى ، و صدر عامه مأمور تنظيم كارهاى موقوفاتى شد كه اشخاص مختلف وقف كرده بودند . اين تقسيم مقام مايهء كاهش قدرت و نفوذ صدر شد ؛ و گفتنى است كه مرتبت و مقام صدر خاصه از آن صدر عامه بسى بالاتر است . و قبل از آن كه اين مقام به دو شعبه