ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1605
سفرنامه شاردن ( فارسى )
اصلى باز مىدارد ، بدان نمىپردازم . بارى ، ساعت چهار صبح روز بيست و ششم ربيع الاخر 1077 هجرى قمرى برابر بيست و پنجم سپتامبر 1666 به هنگامى كه خورشيد افق را روشن كرده بود و در حال سر زدن بود ، به سخن ديگر وقتى كه پرتو جهان تاب و جان پرور خورشيد بر روى رعاياى شاه لبخند مىزد و چشمانشان را مىگشود ، نيروى ديدن را از ديدگان شاه باز گرفت . يك ساعت پيش از درگذشتن شاه ، چون خواجگان بزرگ دربار دريافتند كه شاه از مرگ رهايى نمىيابد همه زنانش را از اتاقى كه وى در آن خفته بود بيرون كردند تا صداى شيون و نالهشان پس از آگاهى يافتن از مرگ شاه بلند نگردد و راز دم در كشيدن شاه بر همگان آشكار نشود . به زنان گفتند چون پادشاه بايد به آسودگى در محلّى آرام و ساكت بخوابد بايد همهء آنان از پيرامون وى دور شوند . اگر خواجگان خود مىتوانستند پس از مرگ شاه از گريستن خويشتندارى كنند اين تصميم و تدبير عاقلانه بود ؛ اما آنان به محض وقوع آن حادثهء شوم شكيبايى نتوانستند و شاهزاده خانمها بر اثر شنيدن صداى گريهء آنان از آنچه روى نموده بود آگاه شدند و بناى شيون و ناله نهادند ، و بسى نمانده بود كه جملهء حاضران در دربار از وقوع آن حادثهء جانگزاى آگاه شوند . امّا خواجگان با يادآورى اينكه اگر بر اثر گريه و نالهء زنان راز مرگ شاه از پرده بيرون افتد و مدتى پنهان نماند باشد كه فتنهها برخيزد ، آنان را با وجود ظهور چنان بليتى عظيم به ناچار آرام كردند . خواجهها از بيم آنكه مبادا بر اثر بسيارى رفت و آمد ، مردمان را سوء ظن در نظر آيد تصميم كردند صبحدمان دو وزيرى را كه به فرمان شاه متعهد امور مهم و ادارهء كشور بودند از واقعهء شوم مرگ شاه آگاه كنند ، از اين رو دو تن را كه يكى جنبهء مهمتر داشت ، و ديگرى كه آقا كافور ناميده مىشد به خانهء آن دو وزير فرستادند ، و متفقا هر دو را از آنچه روى داده بود آگاه كردند . گفتنى است كه شاه عصر روز پيش ، پس از مرخص شدن اين دو وزير از دربار ، مقدارى نان شيرينى كه زنان حرمش براى وى آورده بودند با اشتهاى تمام خورد و چنين مىنمود كه حالش بهتر شده ، اما مقارن ساعت نه بر اثر شدت يافتن بيمارى دچار غش و ضعف شد كه در دم وى را روى بسترى خواباندند ، و به تيمارداريش پرداختند . ساعت يازده به هوش آمد اما نيروى تميز و تشخيصش كاسته شده بود . سپس بيماريش دگر بار شدّت يافت و داروى پزشكان در وى سودمند