ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1598

سفرنامه شاردن ( فارسى )

مىشد از تأليف آخرين بخشهاى كتاب باز ايستاد . هنگامى كه به اصفهان درآمدم كثرت شهرت اين بزرگ مرد مرا به ديدارش مايل و شايق كرد . سرانجام به خدمتش شتافتم . چون از اشتياق بسيار من به آگاهى از وقايع دوران اخير وقوف يافت به گرمى و مهربانى سراسر حوادثى را كه در آن روزگاران بر ايران گذشته بود بر من تقرير كرد و گفته‌هاى درست و دقيق وى كه شرح وقايع ايران را تا آخرين روزهاى ماه اوت سال 1669 در برداشت بيش از همهء مدارك و مآخذ مرا در تنظيم اين تاريخ سودمند افتاد . بر اين نيّت بودم پس از ورود به پاريس آنچه را كه آن مرد بزرگ بر من خوانده بود از سواد به بياض آورم ، و به شرح تمام به چاپ رسانم . اما چون تصميم كردم دگر بار به هند سفر كنم ، و براى آراستن و پيراستن كليهء تقريرات ميرزا شفيع چنان‌كه مناسب براى انتشار باشد فرصت كافى نداشتم ناچار به آماده كردن بخشى از آن تاريخ در مدت نه ماهى كه در اروپا ماندم بسنده كردم . « 1 » سبب آوردن اين بخش سفرنامه در آغاز آن و نه در ميانش اين بود كه مىدانستم خواندن حوادث تازه بسى بيش از مطالعهء وقايع كهنه مايهء تحريك حسّ كنجكاوى و هيجان و ترغيب خوانندگان مىشود . به سخن ديگر آگاهى يافتن بر آنچه تازه روى نموده و مربوط و مقرون به زمان حال است افزون‌تر از حوادث قديمى شوق‌انگيز و لذت‌آفرين مىباشد ، زيرا طبيعة شنيدن و خواندن شرح وقايعى كه مقارن با زمان ما پديد آمده بسى گيراتر و جالب‌تر از مطالعهء حوادثى است كه قرنها پيش روى نموده است . دربارهء نامگذارى اين كتاب سخن نمىگويم ، زيرا اسمى بامسمى است ، و روا نيست آن را جز تاجگذارى شاه سليمان بنامم زيرا موضوع اصلى اين كتاب همين است . اما براى اين‌كه به تصريح معرّف و بيانگر مباحث اصلى كتاب باشد قيد كرده‌ام كه مندرجاتش مشتمل بر وقايع دو سال نخستين پادشاهى اين شهريار است . دقّت و جهد بسيار كرده‌ام اسامى خاص را از نظر رسم الخط زبان فارسى

--> ( 1 ) اشارهء شاردن به ميرزا شفيع اصفهانى است كه تاريخ مفصل ايران را تا اواسط سلطنت سلسلهء صفويه به رشتهء تحرير در آورده ولى نسخهء آن از ميان رفته است .