ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1597
سفرنامه شاردن ( فارسى )
رضا مىنگرند يا نه به انتشار اين كتاب كه جنبهء نمونه دارد پرداختم تا اگر مورد پسند اهل نظر و هنر نيفتاد با نشر گزارشهاى ديگر نه موجبات ملال خوانندگان را فراهم آورم ، نه رنج بىهوده برم ، و نه برخى از عمرم را بر سر اين كار نهم . اما اگر حاصل زحماتم در نظر اهل دانش و خرد پسنديده افتاد ، و جامعه در آن به چشم احسان نگريست در ادامه دادن كار و خلق آثار ديگر در همين زمينه مصممتر و قوى حالتر مىشوم ، و مىكوشم در شناختن و شناساندن ايران و خلقيّات ايرانيان و آنچه مربوط به آنان است مشتاقتر ، تواناتر و كامرواتر باشم . اعتراف مىكنم كه در انتخاب نخستين بخش سفرنامهام كه خيال انتشارش را داشتم بارها دچار دودلى شدم . نخست نيت كردم قسمت جغرافيا يا تقويم ستاره شناسى ايرانيان را كه ترجمهاش به پايان رسيده بود منتشر كنم . پس از مدتى قصد كردم قسمتى از كتابى را كه جنبهء مذهبى دارد به زبان فرانسوى برگردانم و طبع كنم . گاهى نيز اين سودا در سرم مىافتاد كه طبع جغرافياى تاريخى اصفهان را بر همه مقدم بدارم . زمانى نيز بر آن مىشدم نخست به چاپ و نشر شرح و وصف آثار باستانى پرسپوليس كه عامّهء مردم به خطا آن را كاخ داريوش مىنامند ، اقدام كنم . و تصاوير و شرحهاى لازم را بر آن بيفزايم . گاهى هم اين خيال در ذهنم قوّت مىگرفت كه پيش از همه به طبع قسمت مربوط به حكومت ايران مبادرت ورزم . امّا پس از انديشهء بسيار چون دريافتم بسا ممكن است هيچيك از اين مطالب تاريخى مورد پسند ذوق بيشتر مردم قرار نگيرد واپسين بخش كتابى را كه يكى از اعاظم رجال صاحب نظر ايران در ماده تواريخ ايران به تازگى تأليف فرموده ، و من از زبان فارسى به زبان فرانسوى برگرداندهام براى طبع انتخاب كردم . اين شخصيّت دانا پيش از آنكه بر اثر حسدورزى و بدگويى دشمنانش از نظر پادشاه بيفتد از جاهمندان بزرگ كشور بود و حرمت و اعتبار تمام داشت . پادشاه فقيد پس از اينكه وى را از مقام بلندش عزل و همه داراييش را مصادره و ناچار به خانه نشينى كرد به وى فرمان داد در ازاى چهل هزار ليور حقوق ساليانه كه دربارهء وى مقرر كرد تاريخ كشور ايران را از دوران نخستين شهريار اين سرزمين تا سال 1038 هجرى برابر 1629 ميلادى بنويسد . آن بزرگ مرد پس از مرگ شاه فقيد چون برخى از كسانى كه در آفريدن اين ماجراى غمانگيز دست داشتند ، همچنان زنده ، و بعضى بر سر كار بودند ، افزون بر اين پس از گذشتن آن پادشاه روز به روز اوضاع ايران شوريدهتر و نابسامانتر ، و آبادانى و اعتبار و عظمتش كاسته