ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1591

سفرنامه شاردن ( فارسى )

تاجگذارى شاه سليمان اعليحضرتا « 1 » ، نيكيها و مهربانيها و الطاف بىكران و كريمانهء آن امپراطور مفخّم كه حتى كوچك‌ترين بندگان و خدمتگران خود را در برمىگيرد ، به من آن نيرو و جرأت مىبخشد كه قسمت مختصرى از تاريخ مفصّل پادشاهى ايران را كه شامل شرح تاجگذارى سلطان سليمان پادشاه كنونى ايران ، و وقايع نخستين سالهاى سلطنت اوست به پيشگاه آن اعليحضرت تقديم كنم . اين دفتر را به نام نيك ، و آفرين گويى به عبّاس پادشاه فقيد ايران كه همواره احترام عميق و بىشايبه‌اى به آن اعليحضرت مفخّم داشت ، و پيوسته فضايل و مكارم نادرى را كه خدا به شما عنايت فرموده مىستود ، آغاز مىكنم . همهء فرانسويانى كه شادى و سرافرازى بار يا بى و گفتگو با اين پادشاه بزرگ را دريافته‌اند باور و اعتراف كرده‌اند كه وى با چه شوق و لذّتى از اقدامات اساسى و بزرگ آن اعليحضرت از آنان مىپرسيد ، و هرگز از شنيدن آن گزارشها سير نمىشد . و گرچه وارث پادشاهان بلند نام و پرافتخار ايران بود و شاه هندوستان و سلطان عثمانى را همشأن و همتاى خود نمىدانست ، به برادرى با اعليحضرت افتخار مىكرد ، و بارها به مناسبت بر زبان مىآورد : همچنان‌كه من مقتدرترين پادشاهان آسيا مىباشم سلطان فرانسه برجسته‌ترين و قدرتمندترين و فخيم‌ترين امپراتوران اروپاست ، و هربار كه شادى باريابى و مصاحبت با شهريار فقيد ايران نصيبم مىشد از صفات عاليهء آن اعليحضرت ، احساسات عميق و بىشائبهء خود نسبت به خدايگان با من سخن

--> ( 1 ) اشاره به لويى چهاردهم