ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1592

سفرنامه شاردن ( فارسى )

مىگفت . اعليحضرتا ، هركس از مردمان سراسر زمين ، شرح كارهاى بزرگ و شگفت‌انگيز آن خدايگان را بخواند ، و به نظر تحقيق و تأمل بدانها بنگرد بىگمان درمىيابد و اعتراف مىكند كه از جملهء عظايم اعمال سلاطين آسيا و اروپا مهم‌تر مىباشد ؛ و من نيز كه در برابر آن همه كارهاى عظيم كه از انديشه‌هاى تابناك آن اعليحضرت به منصهء ظهور رسيده خيره و در شگفت مانده‌ام به يكى از آنها كه با شغل و حرفت من مناسبت دارد اشاره مىكنم ، و آن بسط بازرگانى در سراسر خاور زمين است كه پيش از دوران امپراتورى افتخارآفرين آن خدايگان نشانى از آن در تاريخ و طالع فرانسه نبود ، و اكنون از پرتو توجهات و حمايت آن امپراتور مفخّم در مشرق زمين توسعه و استقرار زياد يافته است ، و اميدوارم در دومين سفرم به هندوستان - كه خود را براى آغاز نهادن بدان آماده مىكنم - شاهد آن باشم و دريابم كه نام مقدس و افتخارآفرين آن امپراتور مقتدر بر زبان مردمان ملتهايى كه تاكنون به حال آنان آشنا نبوده‌ايم پيوسته به نيكى برود . اگر به دريافت فرمانهاى شاهانه‌سرافراز شوم به خود مىبالم ، و بر اين نيّتم كه سراسر عمرم را چندان كه باشد به صدق وارادت به خدمتگزارى بزرگ‌ترين و والاترين و نيرومندترين و خردورترين پادشاهان جهان صرف كنم ، سلطان بزرگى كه در دوران خجسته و فرخندهء وى به دنيا آمده‌ام ، باليده‌ام ، و افتخار فداكارى در راه خدمتگزارى او را همواره به دل دارم . حقيرترين ، فرمانبردارترين ، فداكارترين بندگان اعليحضرت شاردن .