ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1579
سفرنامه شاردن ( فارسى )
بدان دلمردگى و گيجى و خرفى مىآورد ، و مداومت در آن آدمى را به گور مىكشاند . جوشاندهء كوكنار چنان شوم و نكبتبار است كه ترك آن ناشدنى يا دست كم سخت دشوار است ، و سرانجام منتهى به هلاك مىشود . از اين رو بسيارى از معتادان بر اثر منع شاه ، جان سپردند ؛ جمعى نيز در معرض فنا بودند ، و همه از صدور اين فرمان در خشم بودند . اما شاه اعلام كرده بود هر كه بر خلاف منع ، لب به شكوه بگشايد يا اشارتى كند ، جانش به باد خواهد بود . كل عنايت كه شاهد مصائب و متاعب حاصل از منع شاه بود به چارهگرى پرداخت و تصميم كرد در اولين بارى كه شاه از قصر خارج مىشود در اين كار اقدام كند و آشكارا احوال معتادان را به عرض برساند . دو روز بعد شاه به شكار رفت . كل عنايت بفور درست برابر در كاخ حرمسرا كه شاه هنگام برگشتن از شكار از آن در وارد حرمسرا مىشد دكانى آراست ، و توپهاى بسيار از كتانى كه مردم براى كفن كردن مردگان خود به كار مىبردند در آن چيد . دو يا سه نفر از خدمتگرانش را برداشت ، و به چهار پنج نفر ديگر سفارش كرد همين كه شاه به در قصر سلطنتى نزديك شد به دكان بيايند و در حالى كه خود را شتابزده و بىقرار و سوكوار مىنمايند كتان بخواهند . كل عنايت همين كه ديد شاه به در قصر نزديك شده با خدمتگرانش به گز كردن و پاره كردن كتانها پرداخت ، و با هيجان به يكى از آنان گفت فلان گز كتان براى كفن فلان عالى جناب ببر ، و فلان گز به اين آقا بده ، و به ديگرى فرمان داد فلان مقدار ذرع از اين كتانها براى كفن فلان آقا بفرستيد ؛ و هنگامى كه شاه كاملا نزديك دكان رسيد كل عنايت به ديگر كسانى كه بنا به سفارش وى در آنجا جمع آمده بودند با صداى بلند مىگفت محض رضاى خاطر خدا صبر كنيد . شكيبا باشيد ، به همهء شما كتان مىرسد ؛ و در حالى كه چنين مىنمود از شلوغ كردن مشتريان به ستوه آمده پى در پى با صداى بلند مىگفت : به شما گفتم دستپاچه نباشيد هرچه كتان آوردهام تقسيم مىكنم . شاه وقتى به آنجا رسيد از ديدن آن دكان بر در حرمسرا و شنيدن آن آشوب و غوغا سخت در شگفت شد . توقف كرد و به تغيّر گفت اين مرد جسور كيست كه در اين جا چنين بساطى برپا كرده است . كل عنايت در حالى كه چوب ذرع را در دست داشت و با اطوار مسخره آميزش شاه را به خنده درآورده بود پيش آمد و خود را به وى نمود . شاه با تعجب به او گفت : هان ، كتان فروش