ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1575
سفرنامه شاردن ( فارسى )
در ميان كوه صفه قريب هزار گام بالاتر از سطح زمين در سرازيرى كوه صومعهايست كه در آنجا چند كلاه فرنگى كوچك ساختهاند و تخت سليمان ناميدهاند . زيرا اين بناها را به فرمان شاه سليمان برآوردهاند . پيش از ساخته شدن اين كلاه فرنگيها در آنجا چيزى همانند غار بوده ، چشمهاى با آب روان داشته ، و چند درخت كهن و تناور و سايهافگن نيز در آنجا بوده است ، و چون هوايى خوش داشته مردم بدان جا مىرفتهاند . وقتى پادشاه آن محل را خوش منظر و زيبا ديد به ناظرش گفت اگر در اين جا عمارتى نيكو برآورده شود شاهكار معمارى به شمار مىآيد ، و مىتواند آن را به مادرش نشان بدهد . ناظر چون به آرزومندى شاه آگاه شد سه چهار هزار سنگتراش و معمار و بنا و كارگر را به مزدورى گرفت ، و در مدت هشت روز اين بناهاى زيبا را ساخت . چنان در انجام دادن اين كار شتاب كرد كه گفتى مىخواهد خرمنى آتش را بنشاند . در طول مدت كوتاهى كه با حرارت و جديت تمام به ساختن اين بنا اشتغال داشت انبوهى مردم به تماشا مىرفتند . وى همين كه آنان را مىديد در حالى كه عصايى در مشت داشت بىآنكه به شخصيت آنان بينديشد چيزى از ابزار و مصالح به دستشان مىداد و فرياد مىكشيد شما را به سر شاه سوگند مىدهم شما نيز مانند من كار كنيد . اين براى خوشامد و رضاجويى و اجراى فرمان اوست . بىگمان ميان شما دغل و تنپرورى نيست كه بخواهد از شركت كردن در اين كار خوددارى كند . ناظر دستور داد براى آسان رفتن بدان جا راهى مارپيچى و خوب بسازند ، و نيز در فواصل مناسب براى تازه كردن نفس و رفع خستگى استراحتگاههايى درست كنند ، و چنان اين همه را به نيكويى برآورد كه اكنون مىتوان با اسب بدان جا رفت ، و حال آنكه پيش از اين زمان با پاى پياده نيز به زحمت به آن محل مىرسيدند . در دامنهء اين كوهها و بر فراز آنها در نقاط بسيار آثار ويرانههاى كاخها و بناهاى ديگرى است كه از سنگهاى تراشيده ساخته شده بودهاند ، و اين خرابهها بيانگر اين واقعيت است كه در جريان جنگهاى داخلى يا خارجى كه طى قرون يازده و دوازده درمىگرفته مردم بستگان و دارايى خود را به منظور حفاظت بدين بناها مىآوردهاند ، و به وسيلهء افروختن آتش كسانى را كه در كشتزارها و دشتها به كار اشتغال داشتند از نزديك شدن مهاجمان آگاه مىكردهاند .